اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس
در مسابقات کشتی فرنگی سال 2010 جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
در جهان از ورزش به عنوان ابزاری برای دوستی ملتها و دولتها نام برده می شود. در زمان برگزاری مسابقات مختلف ورزشی درسطح دنیا همیشه شور وهیجان خاصی برپاست. در این بین بازیهای المپیک از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در طول برگزاری بازیهای المپیک که بزرگترین رویداد ورزشی جهان محسوب می شود چشم همه مردم دنیا به افتخار آفرینی ورزشکاران کشور خویش است. این مقدمه کوتاهی بود در وصف ورزش و جنبه های صلح طلبی ودوستی ملتها با یکدیگر.
در مسابقات تیمی ورزشی، وقتی دو تیم با یکدیگر مسابقه می دهند شور و نشاط خاصی هر دو کشور را فرا می گیرد. تیم میزبان با حضور تماشاگران خود سعی درکسب بدست آوردن پیروزی دارد و تیم مهمان هم برای برد به مصاف میزبان خود می رود. د
ر ورزشهای انفرادی هم دو قهرمان از دو کشور برای شکست حریف خود برنامه ریزی می کنند و هرکدام سعی دارند پیروز از میدان خارج شوند. این روح جوانمردی در ورزش را با هیچ عیاری نمی توان سنجید. در هر زمانی ورزش وسیله ای است برای پایان دادن به جنگ بین دوکشور، ایجاد صلح و دوستی بین دول و بسط و گسترش ورزش درکشورهای جهان در این بین باید مقوله ورزش را ازسیاست به کلی جدا کرد. شعار پیر دوکوبرتن فرانسوی و پایه گذار بازیهای المپیک نوین؛ ایجاد روح جوانمردی در ورزش و دوستی ملل مختلف با یکدیگر است که به راستی چه شعار زیبایی است درتوصیف از بازیهای با ارزش المپیک.
مقصود من از نوشتن این مطلب این است که چرا ورزشی که در همه جای این کره خاکی از آن برای نزدیکی فرهنگ و تمدنهای مختلف استفاده می شود در ایران به آن نگاه سراسر سیاسی می شود؟ چرا رژیم ایران از ورزش برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند؟ این سئوالی است که باید سردمداران رژیم اسلامی در ایران به آن پاسخ روشن و شفاف دهند. در طول حیات سی وچند ساله این نظام سراسر جور و فساد که پسوند اسلامی به خود گرفته، همیشه به ورزش نگاه درجه دو شده است.
درحالیکه اکثر کشورهای دنیا با سرمایه گذاری کلان در ورزش همیشه به دنبال کسب مدال وافتخار برای سرزمین خود هستند. در ایران ورزش همیشه در جایگاه آخر قرارگرفته و سردمداران رژیم ارزشی برای این مقوله مهم قائل نیستند. در طول این سالها ورزش همیشه قربانی سیاست یک بام و دو هوای حکومت اسلامی بوده است. دردهه های قبل که در آفریقای جنوبی رژیم آپارتاید حکومت را در دست داشت؛ دولت ایران برای همراهی با سیاهان این کشور به ورزشکاران ایرانی اجازه نمی داد مقابل حریفان اهل آفریقای جنوبی حاضر شوند که این هم جنبه سیاسی داشت، چون در همان زمان هم کشورهای آفریقایی که از ظلم سفید پوستان به تنگ آمده بودند مسابقه دادن با کشورهای اروپایی وسفید پوستان را تحریم نمی کردند، و رژیم ایران در این موضوع به اصطلاح کاسه داغ تر از آش شده بود و در چندین پیکارجهانی والمپیک به عناوین مختلف اجازه رویارویی ورزشکاران ایرانی با حریفان آفریقای جنوبی را نداد تا قهرمانان ایرانی از کسب مدال وافتخار باز بمانند. کجای این عمل جوانمردانه است که درمسابقه ای ورزشی سیاست در آن دخالت می کند.
این حرکت زشت و زننده فقط از رژیمی مثل ایران بر می آید. پس از سقوط آپارتاید این مسئله به نوعی حل شد اما موضوعی مهمتر وحساس تر در میان بود و آن مسئله جلوگیری از رویاوریی ورزشکاران ایرانی درمقابل حریفان اسرائیلی بود. حرکتی که بارها مایه شرمساری مردم ایران را درچهان درپی داشت. درمسابقات جهانی و المپیک هر زمان ورزشکاری از ایران به حریفی اسرائیلی برمی خورد با بهانه های دروغینی که مسئولین تیم ایران به برگزارکنندگان مسابقات می گویند این فرد از رویارویی با این حریف باز می ماند وصحنه رقابتها را ترک می کند و عملا خود را حذف شده می بیند.
مثالهای زیادی می توان در این باره زد و مشخص خواهد شد که حکومت ایران تا کجا نگاه سیاسی خود را در ورزش گسترانده است. درمسابقات مختلف ومتعدد این اتفاق تلخ برای ورزشکاران ایرانی افتاده که برای کسب افتخار ماهها تلاش شبانه روزی کرده و آماده گرفتن مدال برای کشور خود بودند اما یک تصمیم غیر ورزشی همه آرزوهای این قهرمان را به باد فنا می دهد. در این باره چند مثال می زنم تا بهتر به ماهیت پلید این حکومت پی ببرید. درمسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن در یونان آرش میراسماعیلی قهرمان آن زمان جودو جهان که بسیار هم امیدوار به کسب مدال در این بازیها بود به قید قرعه دردور اول باید به مصاف حریف اسرائیلی خود می رفت اما زمانیکه مسئولان کاروان ورزشی ایران از این مسئله اطلاع پیدا کردند به میراسماعیلی اجازه رویارویی با این حریف را ندادند، و به دروغ به مسئولان بازیهای المپیک گفتند که میر اسماعیلی دچار بیماری دل درد شده است.
پس از این ماجرا میر اسماعیلی از شدت نارحتی تا ساعتها خود را در اتاق حبس کرده بود، و جواب هیچ کس را نمی داد. وی به صراحت می گفت برای مسابقات المپیک ماهها سختی و مرارت کشیده است و این رسم جوانمردی نیست. مسئولان آن زمان ورزش ایران برای آرام کردن میراسماعیلی به وی وعده پاداش ۱۰۰ میلیونی دادند تا این مسئله پایان یابد. بعدها خود من در صحبتی خصوصی که با میراسماعیلی داشتم وی گفت:از ترس جان خود نمی توانسته حقیقت را بازگو کند و به دستور مسئولان سازمان تربیت بدنی خود را بیمار نشان داده است. این عمل غیر ورزشی کجا با روح جوانمردی در بازیهای المپیک سازگاراست؟
در رویدادی دیگر محمد علیرضایی درمسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن درپیکارهای شنا باید با حریفان خود به رقابت می پرداخت که یکی از این شناگران اسرائیلی بود، دوباره همان سناریو تکرار شد؛ و وی اجازه پیدا نکرد در مسابقه شرکت کند و حذف شد. و مجددا مسئولان کمیته المپیک ایران علیرضایی را بیمار جلوه دادند. دوباره همان نسخه نخ نما شده که همیشه برای برگزارکنندگان بازیهای المپیک وجهانی توسط حکومت ایران پیچیده می شود، وجالب اینجاست که بلافاصله گفته شد محمد علیرضایی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین این عمل را انجام داده است، اما اگر در فضای آزاد رسانه ای علیرضایی وعلیرضایی ها بتوانند مصاحبه کنند پرده از اعمال شوم وغیر ورزشی این حکومت برداشته خواهد شد. درست همین دو ماه پیش بود که در مسابقات جهانی شنا در شانگهای چین، محمد علیرضایی بار دیگر با شناگر اسرائیلی هم گروه شد که دوباره همان سناریوی همیشگی تکرار شد، و علیرضایی چاره ای جزء حذف شدن نداشت، ومثل دفعات قبل باز از مردم فلسطین دفاع کرد تا از دست فرمانده بسیج مدال و سکه هدیه بگیرد. در این باره فقط می توان اظهار تاسف کرد وبس.
در مسابقات کشتی فرنگی سال ۲۰۱۰ جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
این چه داستان تلخی است که برای ورزشکاران ایرانی تکرار می شود، وهمیشه گفته شده این ورزشکاران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دست به چنین عملی زدهاند. به جرأت می توان گفت که چنین چیزی اصلا واقعیت ندارد. ورزشکاری که ماهها سختی را تحمل می کند تا برای کشورش مدال کسب کند در میدانی ورزشی هیچگاه تصمیم سیاسی نمی گیرد، چون روح ورزش با سیاست هیچ سازگاری ندارد. آیا اگر ورزشکار فلسطینی در چنین شرایطی قرار داشت این کار را انجام می داد؟ قطعا این عمل را انجام نمی داد چون ورزش وسیله ای برای دوستی بیشتر ملتهاست نه چیز دیگر.
در مثالی دیگر که خیلی جای تأسف خوردن دارد مسئولان تیم بسکتبال باویلچر ایران در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن وقتی فهمیدند باید به مصاف تیم اسرائیل بروند در حرکتی زشت وکاملا غیر ورزشی تیم ایران را یک ساعت دیرتر به محل مسابقه رساندند تا بسکتبالیستهای ایرانی نتوانند به مصاف حریف خود بروند وتیم ایران ضمن حذف شدن از بازیها با محرومیت دو دورهای از مسابقات پارالمپیک روبرو شد. اما مسئولان کاروان ایران دوباره توجیهات خاص خود را داشتند و این بار شعور برگزارکنندگان بازیها را به مسخره گرفتند.
در آخرین نمونه ای که برای ایران اتقاق افتاد وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشت حذف تیم والیبال ایران از مسابقات یونیورسیاد جهانی دانشجویان در چین بود که تیم ایران از بازی مقابل تیم اسرائیل سرباز زد وبه طور شرم آوری از بازیها خداحافظی کرد. این بار جالب بود که همه بازیکنان تیم والیبال ایران دچار دل درد شدید شدند ومسئولان تیم ایران ورزشکاران ایرانی را برای دادن آزمایش به صف کردند. رئیس فدراسیون جهانی والیبال هم که از این مسئله به خشم آمده بود در اظهار نظری تند از محرومیت ۲ ساله والیبال ایران از مسابقات جهانی و جریمه ۴۰۰ هزار دلاری خبرداد که اگر این امر در اجلاس فدراسیون جهانی که در ماه نوامبر برگزار می شود به تصویب برسد، دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت والیبال در ایران وجود نخواهد داشت. پس از این اتفاق محمد رضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال ایران در اظهار نظری عجیب وشرم آور گفت:
هرگز کشوری به نام اسرائیل را به خاطر ندارد وآن را به رسمیت نمی شناسد. این صحبت از مدیری در ورزش ایران جای تأسف زیاد دارد که چگونه است کشوری که بیش از ۶۰ سال از بوجود آمدنش گذشته، و یکی از اعضای سازمان ملل می باشد را آقای داورزنی هنوز نامش را نشنیده است! آیا فکر می کنید با داشتن این نگاه سیاسی به ورزش باید منتظر جهش ورزش در ایران بود؟ براستی کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد؟ کشوریکه یکی از قدرتهای خاورمیانه است وحکومتی برپایه رای مردم در آن وجود دارد از نظر رژیم ایران به رسمیت شناخته نمی شود. سردمداران رژیم درایران با گفته های ناپخته وبی منطق خود فقط به دنبال بدنام کردن نام ایران در سطح جهان هستند. همه ساله در ماه رمضان مسئولان سازمان بسیج مستضعفین از ورزشکاران ایرانی که با حریفان اسرائیلی مسابقه نمی دهند تقدیر می کنند. آیا دادن چند سکه و انداختن مدال آهنی وچفیه برگردن این ورزشکار همه مسئله حل شده است؟ شما از زبان ورزشکار نگون بخت اعلام می کنید که وی در حمایت از مردم فلسطین این عمل را انجام داده اما آیا به راستی مسئله به همین راحتی که شما می گویید اتفاق افتاده است؟ عزت و آبروی ایران و ایرانی را در سراسر جهان با این عمل می برید و در آخر با چند سکه ومدالی بی ارزش سروته قضیه را جمع می کنید. تا کی این رویه شوم ادامه دارد؟
سردارنقدی یکی از فاسد ترین مدیران این نظام هفته گذشته در یکی از همین مراسم خیمه شب بازی در اظهارنظری عجیب وخنده دار گفت: انشاالله بازیهای المپیک ۲۰۲۰ را درکشور فلسطین به پایتختی غزه برگزار می کنیم. تو را به خدا بس کنید و اینقدر با اعمال وکارهای زشت خود مایه شرمساری مردم وتمدن کهن ایران زمین نشوید. در همان اسرائیل که شما به رسمیت نمی شناسید درچند هفته گذشته مردم این کشور در مخالفت با سیاستهای اقتصادی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر خود دست به تظاهرات و اعتراض گسترده زدند. آیا اگر در اسرائیل دموکراسی وجود نداشت امکان مخالفت مدنی بود؟ آیا در ایران مردم می توانند برای مخالفت با سیاست شما دست به راهپیمایی و اعتراض بزنند؟ همین سردار نقدی که امروز داعیه دفاع از مردم فلسطین را دارد و دایه مهربان تر از مادر برای فلسطینیان شده، به فکر مردم دردمند ایران هم هست یا فقط نگران مردم فلسطین است؟ تا وقتی این رژیم ددمنش در ایران پا برجاست صحبت از پیشرفت وگسترش ورزش وسایر مقولات درکشور امری محال است چون در تفکر اینها اصلا ایران جایگاهی ندارد. ثروت مردم ایران در راه حفظ منافع این حکومت باید به باد فنا برود. ورزش، اقتصاد و سایر مباحث هیچ جایی درذهن این مدیران بی لیاقت و بی تدبیر ندارد. حیات این رژیم درگرو بوجود آمدن بلوا و درگیری در منطقه است و به هیچ چیزی کمتر از این قائل نیست. امیدواریم روزی برسد که ورزش در ایران از سیاست جدا باشد و ورزشکاران ایرانی با هر حریفی بتوانند مسابقه دهند، و برای کشور افتخار کسب کنند، و برای فرار از مسابقه ندادن مجبور به گفتن دروغ و توجیهات بی ارزشی نشوند، که این عمل فقط مایه شرمساری ایرانیان در سراسرجهان می شود.
حکومت ایران باید بداند که ورزش آینه تمام نمای دوستی ملتها ودولتهاست، نه میدان تسویه حسابهای شخصی که هیچ دخلی به ملت پرافتخار ایران ندارد.
زنده باد ایران ،این مرز پر گهر با تمدن غنی وسرشار از مهر ودوستی .
No comments:
Post a Comment