اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس
امیر خسروجردی
هنوز از خاطرمردم ایران نرفته چطور این پهلوان درحادثه زلزله بویین زهرا وارد گود شد وبرای کمک به آسیا دیدگان این زلزله هولناک کمک مالی جمع کرد.این رفتارهاست که مردانی مثل تختی را ماندگار می کند ومردم تا سالهای سال اسم این دلاوران را به زبان می آورند.
حمید سجادی
درهمه کشورها قهرمانان ورزشی درزمانیکه درحال سپری کردن ورزش قهرمانی هستند و زندگی حرفه ای ورزشی را دنبال می کنند از جایگاه ویژه ای نزد مردم خود برخوردار هستند.کوچک وبزرگ ، پیر و جوان هرکجا این ورزشکاران درمیان مردم وجامعه حضور دارند از جانب آنها مورد احترام قرار گرفته والگویی برای اقشار مختلف جامعه به خصوص نسل جوان محسوب می شوند تا جوانان آن سرزمین با سرلوحه قراردادن این قهرمانان درزندگی آینده روشنی را برای خود رقم بزنند.
چه زیباست وقتی که ورزشکار و قهرمان کشوری درمسابقات بین المللی وجهانی برای سرزمین خود افتخار کسب می کند وسرود ملی آن کشور درورزشگاه خوانده شده وپرچم آن هم به اهتزار درمی آید به راستی ارزش این لحظه را با هیچ عیاری نمی شود سنجید.
درکشور ما ایران درطول سالهای گذشته قهرمانانی بودند که دردوران ورزش قهرمانی افتخارات زیادی برای سرزمین کهن خود کسب کرده وبارها وبارها باعث طنین انداز شدن سرود ملی ایران نیز درورزشگاههای مختلف جهان شدند.این ورزشکاران همچنان که برای کشورشان مدال کسب می کردند ، روحیه قهرمانی نیز داشتند ومنش پهلوانی را سرلوحه کار خود قرارداده بودند.نامهایی که هم اکنون چهره درنقاب خاک کشیده اند و درزمان حال درمیان ما نیستند اما همه جا حرفشان هست و مردم پیوسته از اعمال و رفتارشان به نیکی یاد می کنند.
قهرمانانی همچون ،مرحوم غلامرضا تختی ،مرحوم محمود نامجو ، مرحوم جعفر سلماسی ،مرحوم ناصر حجازی و زنده یاد بابک معصومی نازنین و نامهای بزرگ دیگری که دراین مطلب مجال نام بردنشان نیست زندگی خود را وقف افتخار آفرینی و کسب مدال برای ایران زمین کرده و هیچ چیزی را برای استفاده شخصی خود نخواستند و فقط درپی جلب رضایت افکار عمومی جامعه بودند.بزرگ مردی مانند تختی یک قهرمان وپهلوان به تمام معنا بود که با شادی مردم شاد بود ودرغم مردم کشور خود شریک بود .
هنوز از خاطرمردم ایران نرفته چطور این پهلوان درحادثه زلزله بویین زهرا وارد گود شد وبرای کمک به آسیا دیدگان این زلزله هولناک کمک مالی جمع کرد.این رفتارهاست که مردانی مثل تختی را ماندگار می کند ومردم تا سالهای سال اسم این دلاوران را به زبان می آورند.مقصود من از نوشتن این چند خط این بود که یک ورزشکار باید طوری زندگی کند که همیشه همچون قهرمان ملی سرزبانها بوده ومردم از وی به نیکی یاد کنند و وی را الگویی مناسب برای فرزندان خود بدانند نه اینکه این ورزشکار فقط دوران قهرمانی برایش مهم بوده وروحیه پهلوانی دراولویتهای آخرش قرارداشته باشد.چون دوران ورزش قهرمانی بسیار زودگذر بوده ومثل برق وباد می گذرد و کسی ماندگار می شود که مردم را از خود دانسته ودرد مردم را درد خود بداند.یکی از این ورزشکارانی که سالها درمسیر قهرمانی قرارداشت ودرزمان ورزش حرفه ای چهره ای نسبتا موفق داشت حمید سجادی قهرمان دوهای استقامت ونیمه استقامت ایران وآسیا است که سالها درپیستهای تارتان دوومیدانی حضوری پررنگ داشت ودردو دوره المپیک نیز شرکت کرد اما به زعم اکثر مردم وکارشناسان ماندگار نشد وراه خود را از مردم جدا کرد و خود را وامدار وبدهکار این رژیم سراسر جور وفساد کرد.آیا حمید سجادی نمی توانست راه قهرمانانی همچون تختی را برود؟
آیا نمی توانست طوری رفتار کند که الگوی مناسبی برای نسل جوان ایران باشد؟قهرمانی که دردوهای استقامت برای ایران چندین مدال آسیایی کسب کرد چرا این روزها به مترسکی برای مردان دوستار قدرت وسیاست تبدیل شده است ؟ اینها سئوالاتی است که نسل امروز وزخم خورده ایران که به نسل سوخته معروف شده از حمید سجادی قهرمان دوومیدانی دیروز ومدیر دولت امروز احمدی نژاد دارد.آزاد مردی مثل مرحوم ناصر حجازی درمقابل این رژیم دجال لحظه ای سر خم نکرد ،با عزت زندگی کرد وبا عزت هم از دنیا رفت و مردم به طوری مثال زدنی از وی خداحافظی کردند و به دین سال است که مردانی چون حجازی دردل مردم جا کرده وماندگار می شوند ، اما سجادی با این مردم چه کرد.حمید سجادی پس از پایان ورزش قهرمانی تحصیلات خود را درمقطع دکترا به پایان رساند و این پایان تحصیلات مصادف شد با روی کارآمدن دولت محمود احمدی نژاد.
همین اتفاق کافی بود تا حمید سجادی خود را همسفر تیم تبلیغاتی محمود احمدی نژاد ببیند و برای جمع کردن رای برای وی از خود مایه گذاشته و یار غار مهرداد بزرپاش نوچه محمود احمدی نژاد شود که همین دوستی با بزرپاش به پلکان ترقی و پیشرفت آسانسوری سجادی تبدیل شد.حضور درشهردای تهران به همراه مهرداد بزرپاش وکاندیداتوری درانتخابات شورای اسلامی شهر تهران درفهرست آبادگران که با بی مهری مردم تهران مواجه شد از فعالیتهای آغازین حمید سجادی دردوران مدیریت پس از پایان دوران ورزش قهرمانی بود.
حال این پرسش مطرح می شود که آقای سجادی قهرمانی وافتخارآفرینی را که درورزش با مشقات زیادی بدست آوردید به چه قیمتی با دوستی با مهرداد بزرپاش وهمراهی تیم احمدی نژاد معامله کردید؟شما با این جایگاه و افتخاراتی که درورزش داشتید به راحتی همه اینها رافراموش کرده ،به مردم بی پناه ایران پشت کردید و تکیه بر مدیریت زدید و با دولت غیر قانونی وغیر مردمی احمدی نژاد هم داستان شدید وچه ارزان خود رافروختید .می توانستید الگویی باارزش و ماندگار برای جوانان ایران شده و مدیری کاردان برای دوومیدانی ایران شوید.
البته اگر این پیشرفتی که درمدیریت داشتید از راه ورزشی ودرست بود همگان شما را تحسین می کردند اما جایگاه امروز شما یعنی معاون ورزشی سازمان سابق تربیت بدنی و وزارت ورزش وامور جوانان امروز به خاطر همراهی ودوستی با یاران محمود احمدی نژاد است ولا غیر.وقتی نگاهی به سمتهای حمید سجادی پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد می کنیم درهمه آنها ردپای مهرداد بزرپاش را به خوبی حس می کنیم .
به طور مثال مدیریت ورزش جزیره کیش درزمان زمامداری آقای مددی براین جزیره ،مددی همان باجناق زریبافان معاون احمدی نژاد درامور ایثارگران ویار گرمابه وگلستان وی ،مدیرعاملی باشگاه سایپا درزمان مدیریت مهرداد بزرپاش دراین شرکت که هم درمدیریت این کارخانه بزرگ درزمان بزرپاش سوءاستفاده های زیادی از بیت المال شد ،هم درمدیریت باشگاه سایپا.آقای سجادی حتما به خاطر دارید مسائل و مشکلاتی که درزمان مدیریت شما دراین باشگاه صورت گرفت.
جمع شدن اعضاء رایحه خوش خدمت درهیئت مدیره باشگاه سایپا به دستور مهرداد بزرپاش ،انتخاب پیر لیت بارسکی آلمانی به عنوان سرمربی تیم سایپا و حیف ومیلهای مالی زیادی که دراین انتقال صورت گرفت که هنوز پرونده این اختلاس دردادگاه مفتوح است، انتخاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی این تیم با دستور مستقیم محمود احمدی نژاد واختلاف شما با علی دایی دراین باره ،اینها تنها بخشی از سوءمدیریت جنابعالی درباشگاه سایپاست که درزمان حضور شما دراین باشگاه اتفاق افتاد.دربحثی دیگر پس از حضور پررنگ شما درستاد محمود احمدی نژاد درانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وجمع آوری رای برای وی وپس از تقلبات فراوان و باقی ماندن مجدد وی درساختمان پاستور دیگر مشخص شد حمید سجادی برای دراختیارگرفتن مدیریت ورزش کشور دورخیزکرده و خود راآماده ورود به دولت دهم کرده است اما درآخرین لحظات دوباره محمود احمدی نژاد تغییر عقیده داد واین دفعه علی سعیدلو را زمام دار ورزش ایران کرد اما این بار هم برای شما بد نشد چون کلید اصلی ورزش کشور دردست شما بود معاون ورزشی سازمان تربیت بدنی یعنی مرد همه کاره ورزش غزل ونسب همه مدیران ورزش وفدراسیونهای ورزشی با پیشنهاد شما وبا نظر جنابعالی انجام می شد.
هر کاری که با ورزش خواستید کردید اما دریغ از نبود مدیریتی صحیح بر ورزش ،درچند ماه اول حضور شما درساختمان خیابان سئول به قلع وقم مدیران مخالف خود پرداخته وهمه رایک شبه برکنار کردید.از همه جالبتر انتخاب آقای آیت اللهی به سمت ریاست فدراسیون شنا بود که این یکی دیگر از گافهای جنابعالی دراین سمت بود.انتخاب مردی که درستاد احمدی نژاد فعال بود وهیچ شناختی از این رشته ورزشی نداشت اما چون مدح شما وعلی سعیدلو را به خوبی می گفت به این سمت برگزیده شد وحال اینکه همین آدم درچند روز گذشته از سمت خود برکنار می شود وپس از این برکناری پرده از سوءمدیریرت شما درورزش برمی دارد.پس از تصویب تشکیل وزارت ورزش وجوانان توسط مجلس شورای اسلامی درزمستان گذشته شما به عنوان یکی از مردان مورد نظر احمدی نژاد برای این وزارتخانه بودید ودراین باره گمانه زنیهای زیادی هم صورت گرفت ودرنهایت شما به عنوان گزینه نهایی دولت به مجلس معرفی شدید اما چون حمایت مرد همه کاره دولت اسفندیار رحیم مشایی را درپشت سر خود داشته وبه جریان اصطلاح انحرافی امروز تعلق دارید نتوانستید سکان ورزش ایران رابدست آورید وچه غم انگیز است که وقتی یک ورزشکار ملی وقهرمان دیروز نمی تواند وزیر ورزش ایران شود چرا؟چون راه خود را از مردم جدا کرده وخود را خیلی ارزان ومفت به این رژیم فروختید.شما می توانستید الگوی جوانان این کشو باشید اما به نظرم همراهی دولت احمدی نژاد و دوستی با مردانی همچون بزرپاش برای شما مهمتر است.
درهمه کشورها قهرمانان ورزشی سفیران ورزش وصلح برای سرزمین خود می شوند وهمیشه مردم به داشتن آنها افتخار می کنند اما شما داشتن این افتخار را از خود گرفتید .درآلمان فرانتس بکن بائر اسطوره می شود وبازیهای جام جهانی ۲۰۰۶ را برگزارمی کند.دربرزیل پله ستاره فوتبال این کشور سفیر صلح ودوستی سازمان ملل لقب می گیرد.درهمین انگلستان سباستین کو قهرمانی که مثل شما دوومیدانی کار بوده وبرای کشور خود افتخارات زیادی کسب کرده مدیر اجرایی بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن سمت امروز اوست و دولت انگلستان تمام مسئولیت این بازیها را به وی سپرده چون جنس این مرد از ورزش است وورزش را بهتر از سیاستمداران می شناسد.
آیا نمی شد برای شما شاءن و جایگاه بهتری درنظر گرفت ؟آیا نمی شد شما سفیر صلح ایران ویا نماینده مردم ایران درمجامع جهانی باشید .این جایگاه می توانست برای شما باشد تا جنابعالی مثل زمان قهرمانی درمیان مردم باشید اما قدر خود را ندانستید وهمراهی بارژیم ددمنش وسراسرفاسد اسلامی را برای خود انتخاب کردید .چه مسیر پرپیچ وخمی ،حیف ازشما که ورزش ایران را فدای دوستی ورفاقت با مردان سیاسی کردید و دیگرهیچ.
اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس .
Monday, 5 September 2011
افتخار تاریخی اجسان حدادی دربرهوت دوومیدانی ایران
اختصاصی سایت خبرنام خلیج فارس
امیر خسروجردی
درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.
رقابتهای دوومیدانی قهرمانی جهان درشهر دایگو کره جنوبی درحال برگزاریست و کشورهای مدعی برای کسب مدال، و بدست آوردن عنوان قهرمانی، مصافی سخت ونفس گیر با یکدیگر دارند. دوومیدانی یکی از رشته های تاثیر گذار در ورزش است، که اسم این رشته در جهان به مادر ورزشها معروف است. این رشته در مسابقات المپیک دارای مدالهای زیادی است که کشورهای مدعی در دوومیدانی جهان با تلاش زیاد مصمم هستند که مدالهای زیادی درطول این بازیها کسب کنند تا بتوانند با کسب این نشانها در رده بندی کلی تیمها در رتبه خوبی قرارگیرند.
به همین منظور کشورها در دوومیدانی سرمایه گذاری فراوانی می کنند، و از سنین پایه اقدام به پیدا کردن استعدادهای موجود در این رشته پرهیجان می کنند؛ تا آنها بتوانند در پیکارهای جهانی والمپیک برای کشور خود افتخار کسب کنند. در آمریکا دوومیدانی از جایگاه خاصی برخوردار است وقهرمانان زیادی از این کشور در طول سالها حضور در مسابقات دوومیدانی جهان وبازیهای المپیک مدالهای رنگارنگ کسب کرده، ونام خود را درتاریخ این کشور همیشه زنده نگه داشته اند.
به طور مثال کارل لوییس دونده مشهور دوهای سرعت آمریکا در طول سالها حضور در مسابقات المپیک وجهان، مدالهای زیادی برای کشورش کسب کرد ویکی از معدود ورزشکارانی است که با شرکت در چهار دوره پی درپی در المپیک موفق به کسب مدال برای آمریکا شده است، وعنوان برترین ورزشکار قرن کشورش را در اختیار دارد. اینها همه ثمره سالها سرمایه گذاری درست واصولی مسئولین ورزش آمریکا در رشته دوومیدانی است.
درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.
پس می توان به این مسئله پی برد که دوومیدانی چه جایگاه بزرگی در بین مردم جهان دارد. از دیگر قهرمانان مشهور دوومیدانی جهان والمپیک می توان از یوسین بولت جاماییکایی سریعترین مرد جهان نام برد که با قهرمانی چند باره در المپیک وجهان، برای کشور کوچکی مثل جاماییکا افتخار کسب می کند. حال ببینیم دوومیدانی چه جایگاهی در ایران دارد. همین روز سه شنبه بود که احسان حدادی قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا با رشادت تمام به مدال با ارزش برنز جهان دست یافت، و برای اولین بار ایران را در مسابقات دوومیدانی بزرگسالان جهان صاحب مدال کرد، و به حق این موفقیتی تاریخی برای حدادی و ورزش ایران است.
اما آیا این افتخار بر اساس سرمایه گذاری مسئولین ورزش و فدراسیون دوومیدانی ایران بدست آمده است،که البته جواب منفی است، چون مسئولین فدراسیون دوومیدانی برای احسان حدادی حتی ابتدایی ترین امکانات را فراهم نکردند، وهمین بی توجهی محمد رضا کاظمی آشتیانی سرپرست فدراسیون دوومیدانی که به جرأت می توان گفت هیچ شناختی از این رشته ورزشی نداشته و فقط به خاطر داشتن رابطه دوستی با حمید سجادی معاون ورزشی وزارت ورزش و جوانان در این سمت قرار گرفته است، نسبت به شرایط حساس حدادی بارها با انتقادات تند این قهرمان ملی مواجه شده، و وی درمصاحبه های متعدد از وضع خود در ایران ابراز نارضایتی کرده و همیشه با صدای بلند این انتقادات را از مسئولان ورزش کرده است.
حال این سئوال را باید از مدیران ورزش ایران پرسید که مگر چند احسان حدادی در دوومیدانی ایران وجود دارد که به این ورزشکار بی توجهی می کنید؟ مگر حمید سجادی مرد همه کاره مدیریت این روزهای ورزش کشور که خود قهرمانی سابق دوومیدانی آسیا بوده، نمی داند که باید همه ابزار را برای کسب مدال و افتخار برای قهرمانانی همچون احسان حدادی فراهم کرد؟
به جرأت می توان گفت احسان حدادی موفق ترین دوومیدانی کار تاریخ این رشته درایران است. پس چرا به این قهرمان ملی کشور بی توجهی می شود؟ همین چند ماه پیش بود که احسان حدادی مربی اختصاصی خود که اهل کشور روسیه بود را به علت پرداخت نشدن دستمزدش از جانب فدراسیون دوومیدانی به راحتی از دست داد، و در این اواخر خود به تنهایی به تمرین می پرداخت. آیا برای کسی که مدال طلای قهرمانی جوانان جهان را کسب کرده، قهرمانی چند دوره در آسیا ورکورددار این رشته در قاره کهن را درکارنامه دارد، و همین هفته برای اولین باز مدال با ارزش برنز جهان را برای کشورش به ارمغان آورده باید اینگونه بی توجهی کرد؟ باید به مسئولان ورزش ایران گفت این کشور سرشار از استعداد وپتانسیل در رشتههای گوناگون ورزشی به خصوص دوومیدانی است. هنوز قهرمانی و افتخارآفرینی تیمور غیاثی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران و رکورد وی که سالهای سال پا برجا بود را از یاد نبرده ایم.
در دوومیدانی ایران قهرمانانی همچون مرحوم احمد باغبانباشی، حسین شایان، حمید سجادی، عباس صمیمی وچندین وچند قهرمان دیگر ظهور کردند که پس از کسب مدالهای رنگارنگ برای ایران در مسابقات آسیایی وخدا حافظی از دنیای قهرمانی جایگزینی برای آنها پیدا نشد. چرا باید اینگونه باشد که دوومیدانی ایران سالها نتواند درمسابقات جهانی کسب مدال کند وحال که احسان حدادی برای ایران افتخار آفرینی می کند با بی توجهی مسئولان ورزش کشور مواجه می شود. حدادی به علت پرداخت نشدن هزینه های تمرینی خود بهترین روزهای آمادگی برای المپیک ۲۰۱۲ لندن را ازدست داده است، اما این قهرمان با تحمل سختی های فراوان و بی توجهیهای فدراسیون دوومیدانی دوباره قدرت خود را به رخ بدخواهان ورزش ایران کشید، ونشان داد که این افتخارات و مدالهایی که برای کشور کسب کرده تنها در سایه تلاش خود وی بوده است.
در همه جای دنیا از قهرمانان خود حفظ وحراست می کنند که آنها فقط به ورزش وقهرمانی در جهان والمپیک فکر کنند، اما در ایران قهرمانی مثل احسان حدادی برای رفتن به اردوی تدارکاتی درجزیره کیش هم با مشکلات عدیده مواجه است. پس با این شرایط نباید به فکر پشتوانه سازی و قهرمان پروری در دوومیدانی و رشته های دیگر ورزش درایران بود. حدادی با این همه بی توجهی مسئولان ورزش مدال برنز جهان را برای ایران کسب کرد و قطعا در صورت توجه وپیگیری اصولی مسئولان فدراسیون دوومیدانی در یک سال مانده به بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن به وی، حدادی می تواند یکی از مدال آوران ایران در این بازیها باشد، که اگر چنین شود این قهرمان افتخار بزرگ دیگری برای ورزش ایران کسب خواهد کرد. درهمین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مسئولان ورزش در چند سال گذشته سرمایه گذاری کلانی در رشته های مختلف ورزشی، بخصوص دوومیدانی کردهاند. در بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگ ژو چین پرتابگر قطری که مدال برنز را کسب کرد پس از پایین آمدن از سکوی کسب مدال یک برگه چک چند میلیونی دلاری از مسئولان کشور قطر گرفت و به وی گفته شد برای مسابقات المپیک لندن هر امکاناتی خواست به وی خواهند داد، اما با احسان حدادی و حدادیها چه برخوردی صورت گرفت، و فقط در زمان کسب مدال طلای بازیهای آسیایی مسئولان ورزش این قهرمانی را به نام خود سند زدند. دادن چند سکه و دادن وعده وعیدهای تو خالی چه دردی از ورزش ایران دوا می کند؟ قهرمانان ورزش ایران زمین چه تفاوتی با ورزشکاران سایر کشورها دارند که همیشه قولهای عمل نشده و وعده های تو خالی به آنها می دهید.
بهترین لحظه قهرمان یک رشته ورزشی، زمانی است که وی از سکوی قهرمانی جهان و المپیک بالا می رود و مدال خود را دریافت می کند و پس از آن؛ وی انتظار دارد مسئولان ورزش کشورش از وی تقدیری در شأن یک قهرمان کنند. اما آیا در ایران با قهرمانان اینگونه برخورد می شود؟ در اکثر کشورها به قهرمانان ورزش مدالهای ملی و حقوق مادام العمر کافی پرداخت می شود؛ تا آنها فقط به ورزش و قهرمانی درآن فکر کنند. امیدواریم روزی در ایران فرا برسد که نگاه مسئولان به ورزش نگاه درجه یک باشد، تا قهرمانان ورزشی ایران با خیالی آسوده و سرشار از انرژی فقط به فکر کسب مدال و افتخارآفرینی برای سرزمین کهن خود باشند وبس.
امیر خسروجردی
درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.
رقابتهای دوومیدانی قهرمانی جهان درشهر دایگو کره جنوبی درحال برگزاریست و کشورهای مدعی برای کسب مدال، و بدست آوردن عنوان قهرمانی، مصافی سخت ونفس گیر با یکدیگر دارند. دوومیدانی یکی از رشته های تاثیر گذار در ورزش است، که اسم این رشته در جهان به مادر ورزشها معروف است. این رشته در مسابقات المپیک دارای مدالهای زیادی است که کشورهای مدعی در دوومیدانی جهان با تلاش زیاد مصمم هستند که مدالهای زیادی درطول این بازیها کسب کنند تا بتوانند با کسب این نشانها در رده بندی کلی تیمها در رتبه خوبی قرارگیرند.
به همین منظور کشورها در دوومیدانی سرمایه گذاری فراوانی می کنند، و از سنین پایه اقدام به پیدا کردن استعدادهای موجود در این رشته پرهیجان می کنند؛ تا آنها بتوانند در پیکارهای جهانی والمپیک برای کشور خود افتخار کسب کنند. در آمریکا دوومیدانی از جایگاه خاصی برخوردار است وقهرمانان زیادی از این کشور در طول سالها حضور در مسابقات دوومیدانی جهان وبازیهای المپیک مدالهای رنگارنگ کسب کرده، ونام خود را درتاریخ این کشور همیشه زنده نگه داشته اند.
به طور مثال کارل لوییس دونده مشهور دوهای سرعت آمریکا در طول سالها حضور در مسابقات المپیک وجهان، مدالهای زیادی برای کشورش کسب کرد ویکی از معدود ورزشکارانی است که با شرکت در چهار دوره پی درپی در المپیک موفق به کسب مدال برای آمریکا شده است، وعنوان برترین ورزشکار قرن کشورش را در اختیار دارد. اینها همه ثمره سالها سرمایه گذاری درست واصولی مسئولین ورزش آمریکا در رشته دوومیدانی است.
درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.
پس می توان به این مسئله پی برد که دوومیدانی چه جایگاه بزرگی در بین مردم جهان دارد. از دیگر قهرمانان مشهور دوومیدانی جهان والمپیک می توان از یوسین بولت جاماییکایی سریعترین مرد جهان نام برد که با قهرمانی چند باره در المپیک وجهان، برای کشور کوچکی مثل جاماییکا افتخار کسب می کند. حال ببینیم دوومیدانی چه جایگاهی در ایران دارد. همین روز سه شنبه بود که احسان حدادی قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا با رشادت تمام به مدال با ارزش برنز جهان دست یافت، و برای اولین بار ایران را در مسابقات دوومیدانی بزرگسالان جهان صاحب مدال کرد، و به حق این موفقیتی تاریخی برای حدادی و ورزش ایران است.
اما آیا این افتخار بر اساس سرمایه گذاری مسئولین ورزش و فدراسیون دوومیدانی ایران بدست آمده است،که البته جواب منفی است، چون مسئولین فدراسیون دوومیدانی برای احسان حدادی حتی ابتدایی ترین امکانات را فراهم نکردند، وهمین بی توجهی محمد رضا کاظمی آشتیانی سرپرست فدراسیون دوومیدانی که به جرأت می توان گفت هیچ شناختی از این رشته ورزشی نداشته و فقط به خاطر داشتن رابطه دوستی با حمید سجادی معاون ورزشی وزارت ورزش و جوانان در این سمت قرار گرفته است، نسبت به شرایط حساس حدادی بارها با انتقادات تند این قهرمان ملی مواجه شده، و وی درمصاحبه های متعدد از وضع خود در ایران ابراز نارضایتی کرده و همیشه با صدای بلند این انتقادات را از مسئولان ورزش کرده است.
حال این سئوال را باید از مدیران ورزش ایران پرسید که مگر چند احسان حدادی در دوومیدانی ایران وجود دارد که به این ورزشکار بی توجهی می کنید؟ مگر حمید سجادی مرد همه کاره مدیریت این روزهای ورزش کشور که خود قهرمانی سابق دوومیدانی آسیا بوده، نمی داند که باید همه ابزار را برای کسب مدال و افتخار برای قهرمانانی همچون احسان حدادی فراهم کرد؟
به جرأت می توان گفت احسان حدادی موفق ترین دوومیدانی کار تاریخ این رشته درایران است. پس چرا به این قهرمان ملی کشور بی توجهی می شود؟ همین چند ماه پیش بود که احسان حدادی مربی اختصاصی خود که اهل کشور روسیه بود را به علت پرداخت نشدن دستمزدش از جانب فدراسیون دوومیدانی به راحتی از دست داد، و در این اواخر خود به تنهایی به تمرین می پرداخت. آیا برای کسی که مدال طلای قهرمانی جوانان جهان را کسب کرده، قهرمانی چند دوره در آسیا ورکورددار این رشته در قاره کهن را درکارنامه دارد، و همین هفته برای اولین باز مدال با ارزش برنز جهان را برای کشورش به ارمغان آورده باید اینگونه بی توجهی کرد؟ باید به مسئولان ورزش ایران گفت این کشور سرشار از استعداد وپتانسیل در رشتههای گوناگون ورزشی به خصوص دوومیدانی است. هنوز قهرمانی و افتخارآفرینی تیمور غیاثی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران و رکورد وی که سالهای سال پا برجا بود را از یاد نبرده ایم.
در دوومیدانی ایران قهرمانانی همچون مرحوم احمد باغبانباشی، حسین شایان، حمید سجادی، عباس صمیمی وچندین وچند قهرمان دیگر ظهور کردند که پس از کسب مدالهای رنگارنگ برای ایران در مسابقات آسیایی وخدا حافظی از دنیای قهرمانی جایگزینی برای آنها پیدا نشد. چرا باید اینگونه باشد که دوومیدانی ایران سالها نتواند درمسابقات جهانی کسب مدال کند وحال که احسان حدادی برای ایران افتخار آفرینی می کند با بی توجهی مسئولان ورزش کشور مواجه می شود. حدادی به علت پرداخت نشدن هزینه های تمرینی خود بهترین روزهای آمادگی برای المپیک ۲۰۱۲ لندن را ازدست داده است، اما این قهرمان با تحمل سختی های فراوان و بی توجهیهای فدراسیون دوومیدانی دوباره قدرت خود را به رخ بدخواهان ورزش ایران کشید، ونشان داد که این افتخارات و مدالهایی که برای کشور کسب کرده تنها در سایه تلاش خود وی بوده است.
در همه جای دنیا از قهرمانان خود حفظ وحراست می کنند که آنها فقط به ورزش وقهرمانی در جهان والمپیک فکر کنند، اما در ایران قهرمانی مثل احسان حدادی برای رفتن به اردوی تدارکاتی درجزیره کیش هم با مشکلات عدیده مواجه است. پس با این شرایط نباید به فکر پشتوانه سازی و قهرمان پروری در دوومیدانی و رشته های دیگر ورزش درایران بود. حدادی با این همه بی توجهی مسئولان ورزش مدال برنز جهان را برای ایران کسب کرد و قطعا در صورت توجه وپیگیری اصولی مسئولان فدراسیون دوومیدانی در یک سال مانده به بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن به وی، حدادی می تواند یکی از مدال آوران ایران در این بازیها باشد، که اگر چنین شود این قهرمان افتخار بزرگ دیگری برای ورزش ایران کسب خواهد کرد. درهمین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مسئولان ورزش در چند سال گذشته سرمایه گذاری کلانی در رشته های مختلف ورزشی، بخصوص دوومیدانی کردهاند. در بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگ ژو چین پرتابگر قطری که مدال برنز را کسب کرد پس از پایین آمدن از سکوی کسب مدال یک برگه چک چند میلیونی دلاری از مسئولان کشور قطر گرفت و به وی گفته شد برای مسابقات المپیک لندن هر امکاناتی خواست به وی خواهند داد، اما با احسان حدادی و حدادیها چه برخوردی صورت گرفت، و فقط در زمان کسب مدال طلای بازیهای آسیایی مسئولان ورزش این قهرمانی را به نام خود سند زدند. دادن چند سکه و دادن وعده وعیدهای تو خالی چه دردی از ورزش ایران دوا می کند؟ قهرمانان ورزش ایران زمین چه تفاوتی با ورزشکاران سایر کشورها دارند که همیشه قولهای عمل نشده و وعده های تو خالی به آنها می دهید.
بهترین لحظه قهرمان یک رشته ورزشی، زمانی است که وی از سکوی قهرمانی جهان و المپیک بالا می رود و مدال خود را دریافت می کند و پس از آن؛ وی انتظار دارد مسئولان ورزش کشورش از وی تقدیری در شأن یک قهرمان کنند. اما آیا در ایران با قهرمانان اینگونه برخورد می شود؟ در اکثر کشورها به قهرمانان ورزش مدالهای ملی و حقوق مادام العمر کافی پرداخت می شود؛ تا آنها فقط به ورزش و قهرمانی درآن فکر کنند. امیدواریم روزی در ایران فرا برسد که نگاه مسئولان به ورزش نگاه درجه یک باشد، تا قهرمانان ورزشی ایران با خیالی آسوده و سرشار از انرژی فقط به فکر کسب مدال و افتخارآفرینی برای سرزمین کهن خود باشند وبس.
راز پنهان ورزشکاران ایران باورزشکاران اسراییل
اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس
در مسابقات کشتی فرنگی سال 2010 جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
در جهان از ورزش به عنوان ابزاری برای دوستی ملتها و دولتها نام برده می شود. در زمان برگزاری مسابقات مختلف ورزشی درسطح دنیا همیشه شور وهیجان خاصی برپاست. در این بین بازیهای المپیک از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در طول برگزاری بازیهای المپیک که بزرگترین رویداد ورزشی جهان محسوب می شود چشم همه مردم دنیا به افتخار آفرینی ورزشکاران کشور خویش است. این مقدمه کوتاهی بود در وصف ورزش و جنبه های صلح طلبی ودوستی ملتها با یکدیگر.
در مسابقات تیمی ورزشی، وقتی دو تیم با یکدیگر مسابقه می دهند شور و نشاط خاصی هر دو کشور را فرا می گیرد. تیم میزبان با حضور تماشاگران خود سعی درکسب بدست آوردن پیروزی دارد و تیم مهمان هم برای برد به مصاف میزبان خود می رود. د
ر ورزشهای انفرادی هم دو قهرمان از دو کشور برای شکست حریف خود برنامه ریزی می کنند و هرکدام سعی دارند پیروز از میدان خارج شوند. این روح جوانمردی در ورزش را با هیچ عیاری نمی توان سنجید. در هر زمانی ورزش وسیله ای است برای پایان دادن به جنگ بین دوکشور، ایجاد صلح و دوستی بین دول و بسط و گسترش ورزش درکشورهای جهان در این بین باید مقوله ورزش را ازسیاست به کلی جدا کرد. شعار پیر دوکوبرتن فرانسوی و پایه گذار بازیهای المپیک نوین؛ ایجاد روح جوانمردی در ورزش و دوستی ملل مختلف با یکدیگر است که به راستی چه شعار زیبایی است درتوصیف از بازیهای با ارزش المپیک.
مقصود من از نوشتن این مطلب این است که چرا ورزشی که در همه جای این کره خاکی از آن برای نزدیکی فرهنگ و تمدنهای مختلف استفاده می شود در ایران به آن نگاه سراسر سیاسی می شود؟ چرا رژیم ایران از ورزش برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند؟ این سئوالی است که باید سردمداران رژیم اسلامی در ایران به آن پاسخ روشن و شفاف دهند. در طول حیات سی وچند ساله این نظام سراسر جور و فساد که پسوند اسلامی به خود گرفته، همیشه به ورزش نگاه درجه دو شده است.
درحالیکه اکثر کشورهای دنیا با سرمایه گذاری کلان در ورزش همیشه به دنبال کسب مدال وافتخار برای سرزمین خود هستند. در ایران ورزش همیشه در جایگاه آخر قرارگرفته و سردمداران رژیم ارزشی برای این مقوله مهم قائل نیستند. در طول این سالها ورزش همیشه قربانی سیاست یک بام و دو هوای حکومت اسلامی بوده است. دردهه های قبل که در آفریقای جنوبی رژیم آپارتاید حکومت را در دست داشت؛ دولت ایران برای همراهی با سیاهان این کشور به ورزشکاران ایرانی اجازه نمی داد مقابل حریفان اهل آفریقای جنوبی حاضر شوند که این هم جنبه سیاسی داشت، چون در همان زمان هم کشورهای آفریقایی که از ظلم سفید پوستان به تنگ آمده بودند مسابقه دادن با کشورهای اروپایی وسفید پوستان را تحریم نمی کردند، و رژیم ایران در این موضوع به اصطلاح کاسه داغ تر از آش شده بود و در چندین پیکارجهانی والمپیک به عناوین مختلف اجازه رویارویی ورزشکاران ایرانی با حریفان آفریقای جنوبی را نداد تا قهرمانان ایرانی از کسب مدال وافتخار باز بمانند. کجای این عمل جوانمردانه است که درمسابقه ای ورزشی سیاست در آن دخالت می کند.
این حرکت زشت و زننده فقط از رژیمی مثل ایران بر می آید. پس از سقوط آپارتاید این مسئله به نوعی حل شد اما موضوعی مهمتر وحساس تر در میان بود و آن مسئله جلوگیری از رویاوریی ورزشکاران ایرانی درمقابل حریفان اسرائیلی بود. حرکتی که بارها مایه شرمساری مردم ایران را درچهان درپی داشت. درمسابقات جهانی و المپیک هر زمان ورزشکاری از ایران به حریفی اسرائیلی برمی خورد با بهانه های دروغینی که مسئولین تیم ایران به برگزارکنندگان مسابقات می گویند این فرد از رویارویی با این حریف باز می ماند وصحنه رقابتها را ترک می کند و عملا خود را حذف شده می بیند.
مثالهای زیادی می توان در این باره زد و مشخص خواهد شد که حکومت ایران تا کجا نگاه سیاسی خود را در ورزش گسترانده است. درمسابقات مختلف ومتعدد این اتفاق تلخ برای ورزشکاران ایرانی افتاده که برای کسب افتخار ماهها تلاش شبانه روزی کرده و آماده گرفتن مدال برای کشور خود بودند اما یک تصمیم غیر ورزشی همه آرزوهای این قهرمان را به باد فنا می دهد. در این باره چند مثال می زنم تا بهتر به ماهیت پلید این حکومت پی ببرید. درمسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن در یونان آرش میراسماعیلی قهرمان آن زمان جودو جهان که بسیار هم امیدوار به کسب مدال در این بازیها بود به قید قرعه دردور اول باید به مصاف حریف اسرائیلی خود می رفت اما زمانیکه مسئولان کاروان ورزشی ایران از این مسئله اطلاع پیدا کردند به میراسماعیلی اجازه رویارویی با این حریف را ندادند، و به دروغ به مسئولان بازیهای المپیک گفتند که میر اسماعیلی دچار بیماری دل درد شده است.
پس از این ماجرا میر اسماعیلی از شدت نارحتی تا ساعتها خود را در اتاق حبس کرده بود، و جواب هیچ کس را نمی داد. وی به صراحت می گفت برای مسابقات المپیک ماهها سختی و مرارت کشیده است و این رسم جوانمردی نیست. مسئولان آن زمان ورزش ایران برای آرام کردن میراسماعیلی به وی وعده پاداش ۱۰۰ میلیونی دادند تا این مسئله پایان یابد. بعدها خود من در صحبتی خصوصی که با میراسماعیلی داشتم وی گفت:از ترس جان خود نمی توانسته حقیقت را بازگو کند و به دستور مسئولان سازمان تربیت بدنی خود را بیمار نشان داده است. این عمل غیر ورزشی کجا با روح جوانمردی در بازیهای المپیک سازگاراست؟
در رویدادی دیگر محمد علیرضایی درمسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن درپیکارهای شنا باید با حریفان خود به رقابت می پرداخت که یکی از این شناگران اسرائیلی بود، دوباره همان سناریو تکرار شد؛ و وی اجازه پیدا نکرد در مسابقه شرکت کند و حذف شد. و مجددا مسئولان کمیته المپیک ایران علیرضایی را بیمار جلوه دادند. دوباره همان نسخه نخ نما شده که همیشه برای برگزارکنندگان بازیهای المپیک وجهانی توسط حکومت ایران پیچیده می شود، وجالب اینجاست که بلافاصله گفته شد محمد علیرضایی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین این عمل را انجام داده است، اما اگر در فضای آزاد رسانه ای علیرضایی وعلیرضایی ها بتوانند مصاحبه کنند پرده از اعمال شوم وغیر ورزشی این حکومت برداشته خواهد شد. درست همین دو ماه پیش بود که در مسابقات جهانی شنا در شانگهای چین، محمد علیرضایی بار دیگر با شناگر اسرائیلی هم گروه شد که دوباره همان سناریوی همیشگی تکرار شد، و علیرضایی چاره ای جزء حذف شدن نداشت، ومثل دفعات قبل باز از مردم فلسطین دفاع کرد تا از دست فرمانده بسیج مدال و سکه هدیه بگیرد. در این باره فقط می توان اظهار تاسف کرد وبس.
در مسابقات کشتی فرنگی سال ۲۰۱۰ جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
این چه داستان تلخی است که برای ورزشکاران ایرانی تکرار می شود، وهمیشه گفته شده این ورزشکاران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دست به چنین عملی زدهاند. به جرأت می توان گفت که چنین چیزی اصلا واقعیت ندارد. ورزشکاری که ماهها سختی را تحمل می کند تا برای کشورش مدال کسب کند در میدانی ورزشی هیچگاه تصمیم سیاسی نمی گیرد، چون روح ورزش با سیاست هیچ سازگاری ندارد. آیا اگر ورزشکار فلسطینی در چنین شرایطی قرار داشت این کار را انجام می داد؟ قطعا این عمل را انجام نمی داد چون ورزش وسیله ای برای دوستی بیشتر ملتهاست نه چیز دیگر.
در مثالی دیگر که خیلی جای تأسف خوردن دارد مسئولان تیم بسکتبال باویلچر ایران در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن وقتی فهمیدند باید به مصاف تیم اسرائیل بروند در حرکتی زشت وکاملا غیر ورزشی تیم ایران را یک ساعت دیرتر به محل مسابقه رساندند تا بسکتبالیستهای ایرانی نتوانند به مصاف حریف خود بروند وتیم ایران ضمن حذف شدن از بازیها با محرومیت دو دورهای از مسابقات پارالمپیک روبرو شد. اما مسئولان کاروان ایران دوباره توجیهات خاص خود را داشتند و این بار شعور برگزارکنندگان بازیها را به مسخره گرفتند.
در آخرین نمونه ای که برای ایران اتقاق افتاد وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشت حذف تیم والیبال ایران از مسابقات یونیورسیاد جهانی دانشجویان در چین بود که تیم ایران از بازی مقابل تیم اسرائیل سرباز زد وبه طور شرم آوری از بازیها خداحافظی کرد. این بار جالب بود که همه بازیکنان تیم والیبال ایران دچار دل درد شدید شدند ومسئولان تیم ایران ورزشکاران ایرانی را برای دادن آزمایش به صف کردند. رئیس فدراسیون جهانی والیبال هم که از این مسئله به خشم آمده بود در اظهار نظری تند از محرومیت ۲ ساله والیبال ایران از مسابقات جهانی و جریمه ۴۰۰ هزار دلاری خبرداد که اگر این امر در اجلاس فدراسیون جهانی که در ماه نوامبر برگزار می شود به تصویب برسد، دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت والیبال در ایران وجود نخواهد داشت. پس از این اتفاق محمد رضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال ایران در اظهار نظری عجیب وشرم آور گفت:
هرگز کشوری به نام اسرائیل را به خاطر ندارد وآن را به رسمیت نمی شناسد. این صحبت از مدیری در ورزش ایران جای تأسف زیاد دارد که چگونه است کشوری که بیش از ۶۰ سال از بوجود آمدنش گذشته، و یکی از اعضای سازمان ملل می باشد را آقای داورزنی هنوز نامش را نشنیده است! آیا فکر می کنید با داشتن این نگاه سیاسی به ورزش باید منتظر جهش ورزش در ایران بود؟ براستی کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد؟ کشوریکه یکی از قدرتهای خاورمیانه است وحکومتی برپایه رای مردم در آن وجود دارد از نظر رژیم ایران به رسمیت شناخته نمی شود. سردمداران رژیم درایران با گفته های ناپخته وبی منطق خود فقط به دنبال بدنام کردن نام ایران در سطح جهان هستند. همه ساله در ماه رمضان مسئولان سازمان بسیج مستضعفین از ورزشکاران ایرانی که با حریفان اسرائیلی مسابقه نمی دهند تقدیر می کنند. آیا دادن چند سکه و انداختن مدال آهنی وچفیه برگردن این ورزشکار همه مسئله حل شده است؟ شما از زبان ورزشکار نگون بخت اعلام می کنید که وی در حمایت از مردم فلسطین این عمل را انجام داده اما آیا به راستی مسئله به همین راحتی که شما می گویید اتفاق افتاده است؟ عزت و آبروی ایران و ایرانی را در سراسر جهان با این عمل می برید و در آخر با چند سکه ومدالی بی ارزش سروته قضیه را جمع می کنید. تا کی این رویه شوم ادامه دارد؟
سردارنقدی یکی از فاسد ترین مدیران این نظام هفته گذشته در یکی از همین مراسم خیمه شب بازی در اظهارنظری عجیب وخنده دار گفت: انشاالله بازیهای المپیک ۲۰۲۰ را درکشور فلسطین به پایتختی غزه برگزار می کنیم. تو را به خدا بس کنید و اینقدر با اعمال وکارهای زشت خود مایه شرمساری مردم وتمدن کهن ایران زمین نشوید. در همان اسرائیل که شما به رسمیت نمی شناسید درچند هفته گذشته مردم این کشور در مخالفت با سیاستهای اقتصادی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر خود دست به تظاهرات و اعتراض گسترده زدند. آیا اگر در اسرائیل دموکراسی وجود نداشت امکان مخالفت مدنی بود؟ آیا در ایران مردم می توانند برای مخالفت با سیاست شما دست به راهپیمایی و اعتراض بزنند؟ همین سردار نقدی که امروز داعیه دفاع از مردم فلسطین را دارد و دایه مهربان تر از مادر برای فلسطینیان شده، به فکر مردم دردمند ایران هم هست یا فقط نگران مردم فلسطین است؟ تا وقتی این رژیم ددمنش در ایران پا برجاست صحبت از پیشرفت وگسترش ورزش وسایر مقولات درکشور امری محال است چون در تفکر اینها اصلا ایران جایگاهی ندارد. ثروت مردم ایران در راه حفظ منافع این حکومت باید به باد فنا برود. ورزش، اقتصاد و سایر مباحث هیچ جایی درذهن این مدیران بی لیاقت و بی تدبیر ندارد. حیات این رژیم درگرو بوجود آمدن بلوا و درگیری در منطقه است و به هیچ چیزی کمتر از این قائل نیست. امیدواریم روزی برسد که ورزش در ایران از سیاست جدا باشد و ورزشکاران ایرانی با هر حریفی بتوانند مسابقه دهند، و برای کشور افتخار کسب کنند، و برای فرار از مسابقه ندادن مجبور به گفتن دروغ و توجیهات بی ارزشی نشوند، که این عمل فقط مایه شرمساری ایرانیان در سراسرجهان می شود.
حکومت ایران باید بداند که ورزش آینه تمام نمای دوستی ملتها ودولتهاست، نه میدان تسویه حسابهای شخصی که هیچ دخلی به ملت پرافتخار ایران ندارد.
زنده باد ایران ،این مرز پر گهر با تمدن غنی وسرشار از مهر ودوستی .
در مسابقات کشتی فرنگی سال 2010 جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
در جهان از ورزش به عنوان ابزاری برای دوستی ملتها و دولتها نام برده می شود. در زمان برگزاری مسابقات مختلف ورزشی درسطح دنیا همیشه شور وهیجان خاصی برپاست. در این بین بازیهای المپیک از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در طول برگزاری بازیهای المپیک که بزرگترین رویداد ورزشی جهان محسوب می شود چشم همه مردم دنیا به افتخار آفرینی ورزشکاران کشور خویش است. این مقدمه کوتاهی بود در وصف ورزش و جنبه های صلح طلبی ودوستی ملتها با یکدیگر.
در مسابقات تیمی ورزشی، وقتی دو تیم با یکدیگر مسابقه می دهند شور و نشاط خاصی هر دو کشور را فرا می گیرد. تیم میزبان با حضور تماشاگران خود سعی درکسب بدست آوردن پیروزی دارد و تیم مهمان هم برای برد به مصاف میزبان خود می رود. د
ر ورزشهای انفرادی هم دو قهرمان از دو کشور برای شکست حریف خود برنامه ریزی می کنند و هرکدام سعی دارند پیروز از میدان خارج شوند. این روح جوانمردی در ورزش را با هیچ عیاری نمی توان سنجید. در هر زمانی ورزش وسیله ای است برای پایان دادن به جنگ بین دوکشور، ایجاد صلح و دوستی بین دول و بسط و گسترش ورزش درکشورهای جهان در این بین باید مقوله ورزش را ازسیاست به کلی جدا کرد. شعار پیر دوکوبرتن فرانسوی و پایه گذار بازیهای المپیک نوین؛ ایجاد روح جوانمردی در ورزش و دوستی ملل مختلف با یکدیگر است که به راستی چه شعار زیبایی است درتوصیف از بازیهای با ارزش المپیک.
مقصود من از نوشتن این مطلب این است که چرا ورزشی که در همه جای این کره خاکی از آن برای نزدیکی فرهنگ و تمدنهای مختلف استفاده می شود در ایران به آن نگاه سراسر سیاسی می شود؟ چرا رژیم ایران از ورزش برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند؟ این سئوالی است که باید سردمداران رژیم اسلامی در ایران به آن پاسخ روشن و شفاف دهند. در طول حیات سی وچند ساله این نظام سراسر جور و فساد که پسوند اسلامی به خود گرفته، همیشه به ورزش نگاه درجه دو شده است.
درحالیکه اکثر کشورهای دنیا با سرمایه گذاری کلان در ورزش همیشه به دنبال کسب مدال وافتخار برای سرزمین خود هستند. در ایران ورزش همیشه در جایگاه آخر قرارگرفته و سردمداران رژیم ارزشی برای این مقوله مهم قائل نیستند. در طول این سالها ورزش همیشه قربانی سیاست یک بام و دو هوای حکومت اسلامی بوده است. دردهه های قبل که در آفریقای جنوبی رژیم آپارتاید حکومت را در دست داشت؛ دولت ایران برای همراهی با سیاهان این کشور به ورزشکاران ایرانی اجازه نمی داد مقابل حریفان اهل آفریقای جنوبی حاضر شوند که این هم جنبه سیاسی داشت، چون در همان زمان هم کشورهای آفریقایی که از ظلم سفید پوستان به تنگ آمده بودند مسابقه دادن با کشورهای اروپایی وسفید پوستان را تحریم نمی کردند، و رژیم ایران در این موضوع به اصطلاح کاسه داغ تر از آش شده بود و در چندین پیکارجهانی والمپیک به عناوین مختلف اجازه رویارویی ورزشکاران ایرانی با حریفان آفریقای جنوبی را نداد تا قهرمانان ایرانی از کسب مدال وافتخار باز بمانند. کجای این عمل جوانمردانه است که درمسابقه ای ورزشی سیاست در آن دخالت می کند.
این حرکت زشت و زننده فقط از رژیمی مثل ایران بر می آید. پس از سقوط آپارتاید این مسئله به نوعی حل شد اما موضوعی مهمتر وحساس تر در میان بود و آن مسئله جلوگیری از رویاوریی ورزشکاران ایرانی درمقابل حریفان اسرائیلی بود. حرکتی که بارها مایه شرمساری مردم ایران را درچهان درپی داشت. درمسابقات جهانی و المپیک هر زمان ورزشکاری از ایران به حریفی اسرائیلی برمی خورد با بهانه های دروغینی که مسئولین تیم ایران به برگزارکنندگان مسابقات می گویند این فرد از رویارویی با این حریف باز می ماند وصحنه رقابتها را ترک می کند و عملا خود را حذف شده می بیند.
مثالهای زیادی می توان در این باره زد و مشخص خواهد شد که حکومت ایران تا کجا نگاه سیاسی خود را در ورزش گسترانده است. درمسابقات مختلف ومتعدد این اتفاق تلخ برای ورزشکاران ایرانی افتاده که برای کسب افتخار ماهها تلاش شبانه روزی کرده و آماده گرفتن مدال برای کشور خود بودند اما یک تصمیم غیر ورزشی همه آرزوهای این قهرمان را به باد فنا می دهد. در این باره چند مثال می زنم تا بهتر به ماهیت پلید این حکومت پی ببرید. درمسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن در یونان آرش میراسماعیلی قهرمان آن زمان جودو جهان که بسیار هم امیدوار به کسب مدال در این بازیها بود به قید قرعه دردور اول باید به مصاف حریف اسرائیلی خود می رفت اما زمانیکه مسئولان کاروان ورزشی ایران از این مسئله اطلاع پیدا کردند به میراسماعیلی اجازه رویارویی با این حریف را ندادند، و به دروغ به مسئولان بازیهای المپیک گفتند که میر اسماعیلی دچار بیماری دل درد شده است.
پس از این ماجرا میر اسماعیلی از شدت نارحتی تا ساعتها خود را در اتاق حبس کرده بود، و جواب هیچ کس را نمی داد. وی به صراحت می گفت برای مسابقات المپیک ماهها سختی و مرارت کشیده است و این رسم جوانمردی نیست. مسئولان آن زمان ورزش ایران برای آرام کردن میراسماعیلی به وی وعده پاداش ۱۰۰ میلیونی دادند تا این مسئله پایان یابد. بعدها خود من در صحبتی خصوصی که با میراسماعیلی داشتم وی گفت:از ترس جان خود نمی توانسته حقیقت را بازگو کند و به دستور مسئولان سازمان تربیت بدنی خود را بیمار نشان داده است. این عمل غیر ورزشی کجا با روح جوانمردی در بازیهای المپیک سازگاراست؟
در رویدادی دیگر محمد علیرضایی درمسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن درپیکارهای شنا باید با حریفان خود به رقابت می پرداخت که یکی از این شناگران اسرائیلی بود، دوباره همان سناریو تکرار شد؛ و وی اجازه پیدا نکرد در مسابقه شرکت کند و حذف شد. و مجددا مسئولان کمیته المپیک ایران علیرضایی را بیمار جلوه دادند. دوباره همان نسخه نخ نما شده که همیشه برای برگزارکنندگان بازیهای المپیک وجهانی توسط حکومت ایران پیچیده می شود، وجالب اینجاست که بلافاصله گفته شد محمد علیرضایی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین این عمل را انجام داده است، اما اگر در فضای آزاد رسانه ای علیرضایی وعلیرضایی ها بتوانند مصاحبه کنند پرده از اعمال شوم وغیر ورزشی این حکومت برداشته خواهد شد. درست همین دو ماه پیش بود که در مسابقات جهانی شنا در شانگهای چین، محمد علیرضایی بار دیگر با شناگر اسرائیلی هم گروه شد که دوباره همان سناریوی همیشگی تکرار شد، و علیرضایی چاره ای جزء حذف شدن نداشت، ومثل دفعات قبل باز از مردم فلسطین دفاع کرد تا از دست فرمانده بسیج مدال و سکه هدیه بگیرد. در این باره فقط می توان اظهار تاسف کرد وبس.
در مسابقات کشتی فرنگی سال ۲۰۱۰ جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.
این چه داستان تلخی است که برای ورزشکاران ایرانی تکرار می شود، وهمیشه گفته شده این ورزشکاران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دست به چنین عملی زدهاند. به جرأت می توان گفت که چنین چیزی اصلا واقعیت ندارد. ورزشکاری که ماهها سختی را تحمل می کند تا برای کشورش مدال کسب کند در میدانی ورزشی هیچگاه تصمیم سیاسی نمی گیرد، چون روح ورزش با سیاست هیچ سازگاری ندارد. آیا اگر ورزشکار فلسطینی در چنین شرایطی قرار داشت این کار را انجام می داد؟ قطعا این عمل را انجام نمی داد چون ورزش وسیله ای برای دوستی بیشتر ملتهاست نه چیز دیگر.
در مثالی دیگر که خیلی جای تأسف خوردن دارد مسئولان تیم بسکتبال باویلچر ایران در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن وقتی فهمیدند باید به مصاف تیم اسرائیل بروند در حرکتی زشت وکاملا غیر ورزشی تیم ایران را یک ساعت دیرتر به محل مسابقه رساندند تا بسکتبالیستهای ایرانی نتوانند به مصاف حریف خود بروند وتیم ایران ضمن حذف شدن از بازیها با محرومیت دو دورهای از مسابقات پارالمپیک روبرو شد. اما مسئولان کاروان ایران دوباره توجیهات خاص خود را داشتند و این بار شعور برگزارکنندگان بازیها را به مسخره گرفتند.
در آخرین نمونه ای که برای ایران اتقاق افتاد وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشت حذف تیم والیبال ایران از مسابقات یونیورسیاد جهانی دانشجویان در چین بود که تیم ایران از بازی مقابل تیم اسرائیل سرباز زد وبه طور شرم آوری از بازیها خداحافظی کرد. این بار جالب بود که همه بازیکنان تیم والیبال ایران دچار دل درد شدید شدند ومسئولان تیم ایران ورزشکاران ایرانی را برای دادن آزمایش به صف کردند. رئیس فدراسیون جهانی والیبال هم که از این مسئله به خشم آمده بود در اظهار نظری تند از محرومیت ۲ ساله والیبال ایران از مسابقات جهانی و جریمه ۴۰۰ هزار دلاری خبرداد که اگر این امر در اجلاس فدراسیون جهانی که در ماه نوامبر برگزار می شود به تصویب برسد، دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت والیبال در ایران وجود نخواهد داشت. پس از این اتفاق محمد رضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال ایران در اظهار نظری عجیب وشرم آور گفت:
هرگز کشوری به نام اسرائیل را به خاطر ندارد وآن را به رسمیت نمی شناسد. این صحبت از مدیری در ورزش ایران جای تأسف زیاد دارد که چگونه است کشوری که بیش از ۶۰ سال از بوجود آمدنش گذشته، و یکی از اعضای سازمان ملل می باشد را آقای داورزنی هنوز نامش را نشنیده است! آیا فکر می کنید با داشتن این نگاه سیاسی به ورزش باید منتظر جهش ورزش در ایران بود؟ براستی کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد؟ کشوریکه یکی از قدرتهای خاورمیانه است وحکومتی برپایه رای مردم در آن وجود دارد از نظر رژیم ایران به رسمیت شناخته نمی شود. سردمداران رژیم درایران با گفته های ناپخته وبی منطق خود فقط به دنبال بدنام کردن نام ایران در سطح جهان هستند. همه ساله در ماه رمضان مسئولان سازمان بسیج مستضعفین از ورزشکاران ایرانی که با حریفان اسرائیلی مسابقه نمی دهند تقدیر می کنند. آیا دادن چند سکه و انداختن مدال آهنی وچفیه برگردن این ورزشکار همه مسئله حل شده است؟ شما از زبان ورزشکار نگون بخت اعلام می کنید که وی در حمایت از مردم فلسطین این عمل را انجام داده اما آیا به راستی مسئله به همین راحتی که شما می گویید اتفاق افتاده است؟ عزت و آبروی ایران و ایرانی را در سراسر جهان با این عمل می برید و در آخر با چند سکه ومدالی بی ارزش سروته قضیه را جمع می کنید. تا کی این رویه شوم ادامه دارد؟
سردارنقدی یکی از فاسد ترین مدیران این نظام هفته گذشته در یکی از همین مراسم خیمه شب بازی در اظهارنظری عجیب وخنده دار گفت: انشاالله بازیهای المپیک ۲۰۲۰ را درکشور فلسطین به پایتختی غزه برگزار می کنیم. تو را به خدا بس کنید و اینقدر با اعمال وکارهای زشت خود مایه شرمساری مردم وتمدن کهن ایران زمین نشوید. در همان اسرائیل که شما به رسمیت نمی شناسید درچند هفته گذشته مردم این کشور در مخالفت با سیاستهای اقتصادی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر خود دست به تظاهرات و اعتراض گسترده زدند. آیا اگر در اسرائیل دموکراسی وجود نداشت امکان مخالفت مدنی بود؟ آیا در ایران مردم می توانند برای مخالفت با سیاست شما دست به راهپیمایی و اعتراض بزنند؟ همین سردار نقدی که امروز داعیه دفاع از مردم فلسطین را دارد و دایه مهربان تر از مادر برای فلسطینیان شده، به فکر مردم دردمند ایران هم هست یا فقط نگران مردم فلسطین است؟ تا وقتی این رژیم ددمنش در ایران پا برجاست صحبت از پیشرفت وگسترش ورزش وسایر مقولات درکشور امری محال است چون در تفکر اینها اصلا ایران جایگاهی ندارد. ثروت مردم ایران در راه حفظ منافع این حکومت باید به باد فنا برود. ورزش، اقتصاد و سایر مباحث هیچ جایی درذهن این مدیران بی لیاقت و بی تدبیر ندارد. حیات این رژیم درگرو بوجود آمدن بلوا و درگیری در منطقه است و به هیچ چیزی کمتر از این قائل نیست. امیدواریم روزی برسد که ورزش در ایران از سیاست جدا باشد و ورزشکاران ایرانی با هر حریفی بتوانند مسابقه دهند، و برای کشور افتخار کسب کنند، و برای فرار از مسابقه ندادن مجبور به گفتن دروغ و توجیهات بی ارزشی نشوند، که این عمل فقط مایه شرمساری ایرانیان در سراسرجهان می شود.
حکومت ایران باید بداند که ورزش آینه تمام نمای دوستی ملتها ودولتهاست، نه میدان تسویه حسابهای شخصی که هیچ دخلی به ملت پرافتخار ایران ندارد.
زنده باد ایران ،این مرز پر گهر با تمدن غنی وسرشار از مهر ودوستی .
Subscribe to:
Posts (Atom)

