Wednesday, 19 October 2011

سنگینی سایه پدیده شوم دوپینگ بر ورزش ایران

ورزشکاران وقهرمانان رشته های مختلف ورزشی درسراسرجهان ، برای قرارگرفتن برسکوی قهرمانی و کسب مدال دربازیهای المپیک ، مسابقات جهانی و قاره ای به طور پیوسته تمرینات فشرده وسنگینی را همه روزه انجام داده وبرای رسیدن به این افتخار بزرگ تمام زندگی و وقت خود را صرف این کار می کنند.درکنار این همه سختی و مرارت است که قهرمانی های با ارزش درزندگی ورزشی

یک قهرمان پدید می آید.
ورزشکاران بزرگی درجهان بوده وهستند که قهرمانی را درسایه تلاش خود به دست آورده و دراین بین برای سرزمین و مردم کشور خود با گرفتن مدال و افتخار شادی و سرور به ارمغان می آورند. قهرمانانی مانند کارل لوییس آمریکایی،آلکسی مدوید نام آورکشتی شوروی سابق ،سباستین کو قهرمان اسبق دوومیدانی المپیک و مدیر اجرایی بازیهای المپیک 2012 لندن ،مایکل فلپس پدیده شنای جهان و قهرمان المپیک از آمریکا و قهرمانان دیگری که دراین مطلب کوتاه نمی توان به آنها پرداخت ،اما این ورزشکاران قهرمانی های خود را با کار و تلاش زیاد بدست آورده وبرای گرفتن هر مدال روزها وماهها مرارت وسختی را به جان خریده تا برای کشور خود افتخاری کسب کنند.
اما دراین میان ورزشکارانی درجهان نیز بوده و هستند که حاضرند قهرمانی و گرفتن مدال را به هر قیمتی تجربه کرده و آن را بدست آورند.بدست آوردن قهرمانی و گرفتن مدال درسایه تلاش و کوشش لذت دیگری دارد و اصلا روح روزش یعنی جوانمردی و رقابت سالم با حریفان ،ورزشکارانی که با روشهای نامتعارف و غیر اخلاقی و با استفاده از مواد نیروزا یا همان دوپینگ قهرمانی و مدال کسب می کنند هیچ گاه نام آنها درمیان قهرمانان ورزشی دنیا ماندگار نخواهد شد چون آنها قهرمانی و رفتن بر سکوی افتخار را با مصرف مواد نیروزا تجربه کرده که این عمل دردنیای ورزش پذیرفتنی نیست و کاری غیر اخلاقی به حساب می آید.
قهرمانانی که راه کسب مدال را با مصرف مواد نیروزا و استفاده از پدیده شوم دوپینگ تجربه کرده اند نامهای بزرگی بودند اما پس از اینکه جامعه ورزشی جهان متوجه شد آنها با استفاده از دوپبنگ به این مدال رسده اند به سرعت این ورزشکاران را ازمیان خود طرد کرده ونام آنها درسراسر جهان به ورزشکار دوپینگی معروف شد و به خاطر این عمل زشت و غیر اخلاقی دوسال ازفعالیت درورزش محروم شده و برخی از آنها با تکرار این عمل برای همیشه از حضو درورزش محروم شدند که از مهمترین آنها می توان به بن جانسون قهرمان دوومیدانی از کانادا و دارنده مدال طلای دو 100متر المپیک نام برد که پس از چند بار استفاده از مواد نیروزا برای همیشه از حضور دردنیای ورزش قهرمانی محروم شد و نام وی به ورزشکار دوپینگی دردنیا معروف شد ، که این نام برای یک ورزشکار یعنی سوءاستفاده کردن از ورزش وقهرمانی به هر قیمتی درآن و زمانیکه این اتفاق برای یک ورزشکار می افتد یعنی خداحافظی با ورزش قهرمانی ، ورزش و میادین ورزشی جای ورزشکارانی است که قهرمانی را درسایه تلاش و کوشش زیاد بدست می آورند.
درایران نیز قهرمانانی بوده و هستند که در دوران ورزش قهرمانی خود افتخارات زیادی رابرای ایران دربازیهای المپیک ،جهانی و آسیایی بدست آورده و این قهرمانی وکسب مدال درکنار ماهها تلاش و مرارت وتحمل سختیهای فراوان بدست آمده است ،این ورزشکاران علاوه بر قهرمان بودن پهلوان نیز بودند که نام آنها تا سالیان سال دراذهان عمومی ماندگار خواهد شد و دراین میان آنها حاضر نشدند این قهرمانی ومدال رابا استفاده از مواد نیروزا و عمل زشت دوپینگ کسب کنند.قهرمانانی مانند هادی ساعی ،علیرضا دبیر، رسول خادم وافتخارآفرینان زیاد دیگری که از آنها با نام نیک یاد می شود.
ورزشکارانی از ایران نیز بودند که مسیر قهرمانی خود را با استفاده از دوپینگ انتخاب کرده ومدال خود را ازاین راه بدست آوردند که به سرعت از میان مردم طرد شده و جامعه ورزش ایران نام آنها را از میان خود حذف کرد ،این افراد می خواستند به هر قیمتی که شده قهرمانی و مدال را بدست آوردند.البته دراین میان برخی از همین ورزشکاران به علت ناآگاهی و نداشتن اطلاعات درست از دارو و مواد نیروزا استفاده کردند و پس از پایان مسابقات و انجام آزمایشات مختلف دوپینگ آنها محرز شده و برای مدتی از ورزش قهرمانی محروم می شدند.
البته با همه مسائلی که گفته شد درورزش ایران افراد سودجو و واسطه هایی هستند که با استفاده از نااگاهی ورزشکار و عدم نظارت صحیح دستگاه ورزش به میان ورزشکاران رفته وبا دادن داروهای نیروزا مقدمات نابودی قهرمان ورزش ایران رافراهم می کنند.حال سئوال اینجاست چرا مربیان و مدرسان ورزش درزمان تمرینات آموزشهای درست و صحیح را به ورزشکار نمی دهند تا آنها بدانند که هر موادی را نباید استفاده کنند ، چون پس از هر مسابقه مهم ورزشی افسران مبارزه با دوپینگ از آنها آزمایش به عمل خواهند آورد که درصورت مثبت بودن آزمایش ، این ورزشکار با محرومیت دوساله از حضور درورزش مواجه خواهد شد.
هنوزاتفاق ناگوار دوپینگ ده وزنه بردار تیم ملی ایران را از خاطر نبرده ایم که ایوانف مربی بلغاری آنها با سوءاستفاده از ناآگاهی این ورزشکاران مواد نیروزا به آنها طزریق کرد و پس از ان دوپینگ همه ده وزنه بردار مثبت اعلام شد و آنها با محرومیت چند ساله مواجه شده و یک نسل از وزنه برداری ایران به همین راحتی نابود شد و یا سعید علی حسینی پدیده سنگین وزن وزنه برداری ایران که همه کارشناسان وزنه برداری جهان اعتقاد داشتند که جای حسین رضازاده رابه راحتی خواهد گرفت و حتی وی رکورد رضازاده رادرتمرینات نیز شکسته بود با دوپینگی ناخواسته مواجه شد و برای همیشه از دنیای قهرمانی حذف گردید که این اتفاق فاجعه ای بود برای ورزش ایران اما خود علی حسینی اعتقاد دارد این دوپینگ توطعه ای بود از داخل خود فدراسیون تا وی با این کار نتواند رکورد رضازاده رابشکند که اگر این امر حقیقت داشته باشد بدا به حال ورزش ایران که مدیرانی هستند که ورزشکاران وقهرمانان ایران را برای رسیدن به مقاصد نامشروع خود به راحتی نابود می کنند.
درفوتبال ایران نیز پدیده شوم دوپینگ درمیان اکثر ورزشکاران نفوذ کرده و هرروز شاهد اخبار ناگواری از مثبت اعلام شدن دوپینگ یک بازیکن هستیم که درآخرین مورد دوپینگ یک بازیکن از لیگ برتر فوتبال ایران مثبت اعلام شده که نام این بازیکن هنوز دررسانه ها اعلام نشده اما این خبر خوبی نیست که ورزشکاران با استفاده از مواد نیروزا درپی کسب قهرمانی و حضور درمیادین ورزش هستند.دررویدادی دیگر علی مولایی بازیکن سابق تیم فوتبال مس کرمان که از وی به نام پدیده ای درفوتبال کشور نام برده می شد با مثبت اعلام شدن دوپینگ وی دوسال از حضور درمیادین فوتبال محروم شد وهمین محرومیت مقدمه ای بود بر فراموش شدن نامش درمیان بازیکنان فوتبال ایران ،البته مولایی دراعتراض به این رای مربی و پزشک تیم خود را مسئول این کار عنوان کرد و درآن زمان به دلایلی که هنوز اعلام نشده به اعتراض وی رسیدگی نشد .درهمین چند ساله کمیته ضد دوپینگ فدراسیون فوتبال پزشکان و مربیان زیادی از تیمهای مختلف را به علت دادن مواد نیروزا به بازیکنان تیمشان محروم کرده که اگر این مسائل درفوتبال ایران ادامه داشته باشد باید شاهد فجایع دردناک دیگری هم بود .
دردوومیدانی ایران نیز موارد زیادی از استفاده ورزشکاران این رشته از مواد نیروزا به وضوح دیده می شود که در آخرین مورد آن شاهد مثبت اعلام شدن دوپینگ چهار دوومیدانی کار جوان تیم ملی بودیم که همه آنها با محرومیتی دوساله روبرو شدند که این مسائل تنها بخشی از نفوذ این پدیده شوم درورزش و دوومیدانی ایران است که اگر مدیران ورزش و کمیته ضد دوپینگ فدراسیون پزشکی ورزشی زودتر به این اتفاقات وحوادث دردناک رسیدگی نکنند مشخص نیست چه آینده تاریکی درانتظار ورزش ایران باشد .
درپایان همه مسابقات مهم ورزشی از ورزشکاران تست دوپینگ به عمل می آید که دراین چند ساله اکثر این تستها درورزشکاران رشته های مختلف مثبت بوده که این یک فاجعه دردناک برای جامعه ورزشی ایران است.درهمین چند ماه پیش درمسابقات وزنه برداری قهرمانی کشور درکرمانشاه برخی از وزنه برداران از دادن تست دوپینگ سرباز زدند که این خبر از دوپینگ آنها می دهد و همین اتفاق تلخ درمسابقات آسیایی ،جهانی و المپیک برای ورزش ایران نیز خواهد افتاد که درآن زمان دیگر هیچ کاری نمی توان کرد اما اگر مسئولان ورزش به موقع از ورزشکاران تست دوپینگ به عمل آورده وبدانند که آنها درطول تمرینات چه داورهایی مصرف می کنند می توانند خیلی زود جلوی رخ دادن فجایع بزرگ رابگیرند.
دردوماه گذشته اتفاقی برای کشتی ایران افتاد که این رشته را درشوکی بزرگ فرو برد. ابتدا اعلام شد دوپینگ دو کشتی گیر تیم ملی فرنگی ایران مثبت اعلام شده اما نامی از این کشتی گیران برده نشد اما سرانجام هفته گذشته اعلام شد امیر علی اکبری و بابک قربانی دو قهرمان کشتی فرنگی ایران با مثبت اعلام شدن دوپینگ شان دوسال از حضور درمیادین ورزش محروم شدند که این بدترین خبری بود که جامعه ورزشی ایران منتظر شنیدن آن بود.با شنیدن این خبر مشخش شد دو تن از قهرمانان کشتی ایران و کسانی که مربیان به مدال گرفتن آنها در بازیهای المپیک لندن امید زیادی داشتند به راحتی با این بازیها خداحافظی کرده و ورزش ایران دوباره دو قهرمان کشتی خود را به همین راحتی از دست داد.
حال باید سئوال کرد که این مسائل ناگوار چراباید اینقدر زیاد درورزش ایران اتفاق بیفتد؟ آیا مسئولان ورزش ایران این اتفاقات تلخ را نگاه نمی کنند ویا نمی بینند که هر روز شاهد مثبت اعلام شدن دوپینگ ورزشکاری هستیم وبا این روندی که طی شده باید درآینده منتظر اخبار ناگوار دیگری دراین زمینه نیز باشیم.
اگر زودتر به این مسائل رسیدگی می شد و از ورزشکاران درزمانهای مشخص تست دوپینگ گرفته می شد هم اکنون شاهد خبر محرومیت امیر علی اکبری و بابک قربانی دوقهرمان کشتی فرنگی ایران و از امید داران کسب مدال دربازیهای المپیک لندن نبودیم .ازمسئولان ورزش و روسای فدراسیونهای مختلف ورزشی این خواسته را داریم که به این مسائل به سرعت رسیدگی کنید ،با نشان دادن فیلمهای آموزشی و دادن آموزش به مربیان وپزشکان تیمها این افراد را ملزم کنید که باید ورزشکاران را از خطر استفاده از داروهای ممنوعه و موادنیروزا آگاه کنند و به آنها گوشزد کنند که درصورت استفاده از این مواد ممنوعه با محرومیتهای طولانی مدت مواجه خواهند شد.
پس از این مسائل و مواردی که گفته شد باز دوباره به این قضیه بهتر پی می بریم که دغدغه مدیران ورزش ایران این چیزها نیست، برای آنها اصلا مهم نیست که چه اتفاقات دردناکی درورزش درحال رخ دادن است،چون جنس این مدیران از ورزش نیست و آنها با مقوله ورزش بیگانه هستند نمی توانند راه برون رفت از این وقایع را پیدا کنند.اگر افرادی درورزش ایران درسمتهای مختلف قرار می گرفتند و جنس آنها از ورزش بود دیگر شاهد بروز این فجایع نبودیم.
چراباید به راحتی قهرمانانی مانند سعید علی حسینی دروزنه برداری ،امیر علی اکبری قهرمان کشتی فرنگی جهان ،بابک قربانی قهرمان بازیهای آسیایی گوانگ ژو ،علی مولایی درفوتبال و قهرمانانی دیگری دررشته های مختلف ورزشی را به خاطر استفاده از مواد نیروزا و محرومیت از دست بدهیم.درخیلی از این موارد ورزشکار با ناآگاهی و نداشتن دانش استفاده از داروهای ممنوعه اقدام به استفاده از آن کرده است که این وظیفه مربیان و پزشکان تیمها را درآگاهی بخشی این ورزشکار دراستفاده از داروهای مکمل درحین تمرین سنگین تر می کند.
درپایان سخنی با مسئولان و مدیران ورزش ایران تا دیر نشده فکری به حال این معظل بزرگ که درحال ریشه دواندن درمیان ورزشکاران ایران است بکنید تا چه زمانی باید منتظر شنیدن خبر محرومیت ورزشکاری ازایران به خاطر استفاده از مواد نیروزا باشیم.قهرمانی درورزش و گرفتن مدال درمیادین ورزشی درسایه تلاش و کوشش فراوان بدست می آید و با این قهرمانی نام ورزشکار تا سالیان سال درمیان مردم ماندگار می ماند اما قهرمانی به هر قیمتی درورزش به مثابه رگباری است که به سرعت آمده و خیلی زود نیز خواهد رفت و اثری ازآن درمیان جامعه نخواهد ماند.

Monday, 5 September 2011

از سالها دویدن درپیست تارتان تا حضور درساختمان سئول

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس


امیر خسروجردی

هنوز از خاطرمردم ایران نرفته چطور این پهلوان درحادثه زلزله بویین زهرا وارد گود شد وبرای کمک به آسیا دیدگان این زلزله هولناک کمک مالی جمع کرد.این رفتارهاست که مردانی مثل تختی را ماندگار می کند ومردم تا سالهای سال اسم این دلاوران را به زبان می آورند.


حمید سجادی

درهمه کشورها قهرمانان ورزشی درزمانیکه درحال سپری کردن ورزش قهرمانی هستند و زندگی حرفه ای ورزشی را دنبال می کنند از جایگاه ویژه ای نزد مردم خود برخوردار هستند.کوچک وبزرگ ، پیر و جوان هرکجا این ورزشکاران درمیان مردم وجامعه حضور دارند از جانب آنها مورد احترام قرار گرفته والگویی برای اقشار مختلف جامعه به خصوص نسل جوان محسوب می شوند تا جوانان آن سرزمین با سرلوحه قراردادن این قهرمانان درزندگی آینده روشنی را برای خود رقم بزنند.

چه زیباست وقتی که ورزشکار و قهرمان کشوری درمسابقات بین المللی وجهانی برای سرزمین خود افتخار کسب می کند وسرود ملی آن کشور درورزشگاه خوانده شده وپرچم آن هم به اهتزار درمی آید به راستی ارزش این لحظه را با هیچ عیاری نمی شود سنجید.

درکشور ما ایران درطول سالهای گذشته قهرمانانی بودند که دردوران ورزش قهرمانی افتخارات زیادی برای سرزمین کهن خود کسب کرده وبارها وبارها باعث طنین انداز شدن سرود ملی ایران نیز درورزشگاههای مختلف جهان شدند.این ورزشکاران همچنان که برای کشورشان مدال کسب می کردند ، روحیه قهرمانی نیز داشتند ومنش پهلوانی را سرلوحه کار خود قرارداده بودند.نامهایی که هم اکنون چهره درنقاب خاک کشیده اند و درزمان حال درمیان ما نیستند اما همه جا حرفشان هست و مردم پیوسته از اعمال و رفتارشان به نیکی یاد می کنند.

قهرمانانی همچون ،مرحوم غلامرضا تختی ،مرحوم محمود نامجو ، مرحوم جعفر سلماسی ،مرحوم ناصر حجازی و زنده یاد بابک معصومی نازنین و نامهای بزرگ دیگری که دراین مطلب مجال نام بردنشان نیست زندگی خود را وقف افتخار آفرینی و کسب مدال برای ایران زمین کرده و هیچ چیزی را برای استفاده شخصی خود نخواستند و فقط درپی جلب رضایت افکار عمومی جامعه بودند.بزرگ مردی مانند تختی یک قهرمان وپهلوان به تمام معنا بود که با شادی مردم شاد بود ودرغم مردم کشور خود شریک بود .

هنوز از خاطرمردم ایران نرفته چطور این پهلوان درحادثه زلزله بویین زهرا وارد گود شد وبرای کمک به آسیا دیدگان این زلزله هولناک کمک مالی جمع کرد.این رفتارهاست که مردانی مثل تختی را ماندگار می کند ومردم تا سالهای سال اسم این دلاوران را به زبان می آورند.مقصود من از نوشتن این چند خط این بود که یک ورزشکار باید طوری زندگی کند که همیشه همچون قهرمان ملی سرزبانها بوده ومردم از وی به نیکی یاد کنند و وی را الگویی مناسب برای فرزندان خود بدانند نه اینکه این ورزشکار فقط دوران قهرمانی برایش مهم بوده وروحیه پهلوانی دراولویتهای آخرش قرارداشته باشد.چون دوران ورزش قهرمانی بسیار زودگذر بوده ومثل برق وباد می گذرد و کسی ماندگار می شود که مردم را از خود دانسته ودرد مردم را درد خود بداند.یکی از این ورزشکارانی که سالها درمسیر قهرمانی قرارداشت ودرزمان ورزش حرفه ای چهره ای نسبتا موفق داشت حمید سجادی قهرمان دوهای استقامت ونیمه استقامت ایران وآسیا است که سالها درپیستهای تارتان دوومیدانی حضوری پررنگ داشت ودردو دوره المپیک نیز شرکت کرد اما به زعم اکثر مردم وکارشناسان ماندگار نشد وراه خود را از مردم جدا کرد و خود را وامدار وبدهکار این رژیم سراسر جور وفساد کرد.آیا حمید سجادی نمی توانست راه قهرمانانی همچون تختی را برود؟

آیا نمی توانست طوری رفتار کند که الگوی مناسبی برای نسل جوان ایران باشد؟قهرمانی که دردوهای استقامت برای ایران چندین مدال آسیایی کسب کرد چرا این روزها به مترسکی برای مردان دوستار قدرت وسیاست تبدیل شده است ؟ اینها سئوالاتی است که نسل امروز وزخم خورده ایران که به نسل سوخته معروف شده از حمید سجادی قهرمان دوومیدانی دیروز ومدیر دولت امروز احمدی نژاد دارد.آزاد مردی مثل مرحوم ناصر حجازی درمقابل این رژیم دجال لحظه ای سر خم نکرد ،با عزت زندگی کرد وبا عزت هم از دنیا رفت و مردم به طوری مثال زدنی از وی خداحافظی کردند و به دین سال است که مردانی چون حجازی دردل مردم جا کرده وماندگار می شوند ، اما سجادی با این مردم چه کرد.حمید سجادی پس از پایان ورزش قهرمانی تحصیلات خود را درمقطع دکترا به پایان رساند و این پایان تحصیلات مصادف شد با روی کارآمدن دولت محمود احمدی نژاد.

همین اتفاق کافی بود تا حمید سجادی خود را همسفر تیم تبلیغاتی محمود احمدی نژاد ببیند و برای جمع کردن رای برای وی از خود مایه گذاشته و یار غار مهرداد بزرپاش نوچه محمود احمدی نژاد شود که همین دوستی با بزرپاش به پلکان ترقی و پیشرفت آسانسوری سجادی تبدیل شد.حضور درشهردای تهران به همراه مهرداد بزرپاش وکاندیداتوری درانتخابات شورای اسلامی شهر تهران درفهرست آبادگران که با بی مهری مردم تهران مواجه شد از فعالیتهای آغازین حمید سجادی دردوران مدیریت پس از پایان دوران ورزش قهرمانی بود.

حال این پرسش مطرح می شود که آقای سجادی قهرمانی وافتخارآفرینی را که درورزش با مشقات زیادی بدست آوردید به چه قیمتی با دوستی با مهرداد بزرپاش وهمراهی تیم احمدی نژاد معامله کردید؟شما با این جایگاه و افتخاراتی که درورزش داشتید به راحتی همه اینها رافراموش کرده ،به مردم بی پناه ایران پشت کردید و تکیه بر مدیریت زدید و با دولت غیر قانونی وغیر مردمی احمدی نژاد هم داستان شدید وچه ارزان خود رافروختید .می توانستید الگویی باارزش و ماندگار برای جوانان ایران شده و مدیری کاردان برای دوومیدانی ایران شوید.

البته اگر این پیشرفتی که درمدیریت داشتید از راه ورزشی ودرست بود همگان شما را تحسین می کردند اما جایگاه امروز شما یعنی معاون ورزشی سازمان سابق تربیت بدنی و وزارت ورزش وامور جوانان امروز به خاطر همراهی ودوستی با یاران محمود احمدی نژاد است ولا غیر.وقتی نگاهی به سمتهای حمید سجادی پس از به قدرت رسیدن احمدی نژاد می کنیم درهمه آنها ردپای مهرداد بزرپاش را به خوبی حس می کنیم .

به طور مثال مدیریت ورزش جزیره کیش درزمان زمامداری آقای مددی براین جزیره ،مددی همان باجناق زریبافان معاون احمدی نژاد درامور ایثارگران ویار گرمابه وگلستان وی ،مدیرعاملی باشگاه سایپا درزمان مدیریت مهرداد بزرپاش دراین شرکت که هم درمدیریت این کارخانه بزرگ درزمان بزرپاش سوءاستفاده های زیادی از بیت المال شد ،هم درمدیریت باشگاه سایپا.آقای سجادی حتما به خاطر دارید مسائل و مشکلاتی که درزمان مدیریت شما دراین باشگاه صورت گرفت.

جمع شدن اعضاء رایحه خوش خدمت درهیئت مدیره باشگاه سایپا به دستور مهرداد بزرپاش ،انتخاب پیر لیت بارسکی آلمانی به عنوان سرمربی تیم سایپا و حیف ومیلهای مالی زیادی که دراین انتقال صورت گرفت که هنوز پرونده این اختلاس دردادگاه مفتوح است، انتخاب محمد مایلی کهن به عنوان سرمربی این تیم با دستور مستقیم محمود احمدی نژاد واختلاف شما با علی دایی دراین باره ،اینها تنها بخشی از سوءمدیریت جنابعالی درباشگاه سایپاست که درزمان حضور شما دراین باشگاه اتفاق افتاد.دربحثی دیگر پس از حضور پررنگ شما درستاد محمود احمدی نژاد درانتخابات دوره دهم ریاست جمهوری وجمع آوری رای برای وی وپس از تقلبات فراوان و باقی ماندن مجدد وی درساختمان پاستور دیگر مشخص شد حمید سجادی برای دراختیارگرفتن مدیریت ورزش کشور دورخیزکرده و خود راآماده ورود به دولت دهم کرده است اما درآخرین لحظات دوباره محمود احمدی نژاد تغییر عقیده داد واین دفعه علی سعیدلو را زمام دار ورزش ایران کرد اما این بار هم برای شما بد نشد چون کلید اصلی ورزش کشور دردست شما بود معاون ورزشی سازمان تربیت بدنی یعنی مرد همه کاره ورزش غزل ونسب همه مدیران ورزش وفدراسیونهای ورزشی با پیشنهاد شما وبا نظر جنابعالی انجام می شد.

هر کاری که با ورزش خواستید کردید اما دریغ از نبود مدیریتی صحیح بر ورزش ،درچند ماه اول حضور شما درساختمان خیابان سئول به قلع وقم مدیران مخالف خود پرداخته وهمه رایک شبه برکنار کردید.از همه جالبتر انتخاب آقای آیت اللهی به سمت ریاست فدراسیون شنا بود که این یکی دیگر از گافهای جنابعالی دراین سمت بود.انتخاب مردی که درستاد احمدی نژاد فعال بود وهیچ شناختی از این رشته ورزشی نداشت اما چون مدح شما وعلی سعیدلو را به خوبی می گفت به این سمت برگزیده شد وحال اینکه همین آدم درچند روز گذشته از سمت خود برکنار می شود وپس از این برکناری پرده از سوءمدیریرت شما درورزش برمی دارد.پس از تصویب تشکیل وزارت ورزش وجوانان توسط مجلس شورای اسلامی درزمستان گذشته شما به عنوان یکی از مردان مورد نظر احمدی نژاد برای این وزارتخانه بودید ودراین باره گمانه زنیهای زیادی هم صورت گرفت ودرنهایت شما به عنوان گزینه نهایی دولت به مجلس معرفی شدید اما چون حمایت مرد همه کاره دولت اسفندیار رحیم مشایی را درپشت سر خود داشته وبه جریان اصطلاح انحرافی امروز تعلق دارید نتوانستید سکان ورزش ایران رابدست آورید وچه غم انگیز است که وقتی یک ورزشکار ملی وقهرمان دیروز نمی تواند وزیر ورزش ایران شود چرا؟چون راه خود را از مردم جدا کرده وخود را خیلی ارزان ومفت به این رژیم فروختید.شما می توانستید الگوی جوانان این کشو باشید اما به نظرم همراهی دولت احمدی نژاد و دوستی با مردانی همچون بزرپاش برای شما مهمتر است.

درهمه کشورها قهرمانان ورزشی سفیران ورزش وصلح برای سرزمین خود می شوند وهمیشه مردم به داشتن آنها افتخار می کنند اما شما داشتن این افتخار را از خود گرفتید .درآلمان فرانتس بکن بائر اسطوره می شود وبازیهای جام جهانی ۲۰۰۶ را برگزارمی کند.دربرزیل پله ستاره فوتبال این کشور سفیر صلح ودوستی سازمان ملل لقب می گیرد.درهمین انگلستان سباستین کو قهرمانی که مثل شما دوومیدانی کار بوده وبرای کشور خود افتخارات زیادی کسب کرده مدیر اجرایی بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن سمت امروز اوست و دولت انگلستان تمام مسئولیت این بازیها را به وی سپرده چون جنس این مرد از ورزش است وورزش را بهتر از سیاستمداران می شناسد.

آیا نمی شد برای شما شاءن و جایگاه بهتری درنظر گرفت ؟آیا نمی شد شما سفیر صلح ایران ویا نماینده مردم ایران درمجامع جهانی باشید .این جایگاه می توانست برای شما باشد تا جنابعالی مثل زمان قهرمانی درمیان مردم باشید اما قدر خود را ندانستید وهمراهی بارژیم ددمنش وسراسرفاسد اسلامی را برای خود انتخاب کردید .چه مسیر پرپیچ وخمی ،حیف ازشما که ورزش ایران را فدای دوستی ورفاقت با مردان سیاسی کردید و دیگرهیچ.

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس .

افتخار تاریخی اجسان حدادی دربرهوت دوومیدانی ایران

اختصاصی سایت خبرنام خلیج فارس
امیر خسروجردی

درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.


رقابتهای دوومیدانی قهرمانی جهان درشهر دایگو کره جنوبی درحال برگزاریست و کشورهای مدعی برای کسب مدال، و بدست آوردن عنوان قهرمانی، مصافی سخت ونفس گیر با یکدیگر دارند. دوومیدانی یکی از رشته های تاثیر گذار در ورزش است، که اسم این رشته در جهان به مادر ورزشها معروف است. این رشته در مسابقات المپیک دارای مدالهای زیادی است که کشورهای مدعی در دوومیدانی جهان با تلاش زیاد مصمم هستند که مدالهای زیادی درطول این بازیها کسب کنند تا بتوانند با کسب این نشانها در رده بندی کلی تیمها در رتبه خوبی قرارگیرند.

به همین منظور کشورها در دوومیدانی سرمایه گذاری فراوانی می کنند، و از سنین پایه اقدام به پیدا کردن استعدادهای موجود در این رشته پرهیجان می کنند؛ تا آنها بتوانند در پیکارهای جهانی والمپیک برای کشور خود افتخار کسب کنند. در آمریکا دوومیدانی از جایگاه خاصی برخوردار است وقهرمانان زیادی از این کشور در طول سالها حضور در مسابقات دوومیدانی جهان وبازیهای المپیک مدالهای رنگارنگ کسب کرده، ونام خود را درتاریخ این کشور همیشه زنده نگه داشته اند.

به طور مثال کارل لوییس دونده مشهور دوهای سرعت آمریکا در طول سالها حضور در مسابقات المپیک وجهان، مدالهای زیادی برای کشورش کسب کرد ویکی از معدود ورزشکارانی است که با شرکت در چهار دوره پی درپی در المپیک موفق به کسب مدال برای آمریکا شده است، وعنوان برترین ورزشکار قرن کشورش را در اختیار دارد. اینها همه ثمره سالها سرمایه گذاری درست واصولی مسئولین ورزش آمریکا در رشته دوومیدانی است.

درکشورهای دیگر هم قضیه به همین منوال است و امروزه ورزشگاههای میزبان مسابقات دوومیدانی توسط تماشاگران وعلاقمندان این رشته پر می شود؛ و به قول معروف جایی برای سوزن انداختن هم درورزشگاه نیست.

پس می توان به این مسئله پی برد که دوومیدانی چه جایگاه بزرگی در بین مردم جهان دارد. از دیگر قهرمانان مشهور دوومیدانی جهان والمپیک می توان از یوسین بولت جاماییکایی سریعترین مرد جهان نام برد که با قهرمانی چند باره در المپیک وجهان، برای کشور کوچکی مثل جاماییکا افتخار کسب می کند. حال ببینیم دوومیدانی چه جایگاهی در ایران دارد. همین روز سه شنبه بود که احسان حدادی قهرمان و رکورددار پرتاب دیسک آسیا با رشادت تمام به مدال با ارزش برنز جهان دست یافت، و برای اولین بار ایران را در مسابقات دوومیدانی بزرگسالان جهان صاحب مدال کرد، و به حق این موفقیتی تاریخی برای حدادی و ورزش ایران است.

اما آیا این افتخار بر اساس سرمایه گذاری مسئولین ورزش و فدراسیون دوومیدانی ایران بدست آمده است،که البته جواب منفی است، چون مسئولین فدراسیون دوومیدانی برای احسان حدادی حتی ابتدایی ترین امکانات را فراهم نکردند، وهمین بی توجهی محمد رضا کاظمی آشتیانی سرپرست فدراسیون دوومیدانی که به جرأت می توان گفت هیچ شناختی از این رشته ورزشی نداشته و فقط به خاطر داشتن رابطه دوستی با حمید سجادی معاون ورزشی وزارت ورزش و جوانان در این سمت قرار گرفته است، نسبت به شرایط حساس حدادی بارها با انتقادات تند این قهرمان ملی مواجه شده، و وی درمصاحبه های متعدد از وضع خود در ایران ابراز نارضایتی کرده و همیشه با صدای بلند این انتقادات را از مسئولان ورزش کرده است.

حال این سئوال را باید از مدیران ورزش ایران پرسید که مگر چند احسان حدادی در دوومیدانی ایران وجود دارد که به این ورزشکار بی توجهی می کنید؟ مگر حمید سجادی مرد همه کاره مدیریت این روزهای ورزش کشور که خود قهرمانی سابق دوومیدانی آسیا بوده، نمی داند که باید همه ابزار را برای کسب مدال و افتخار برای قهرمانانی همچون احسان حدادی فراهم کرد؟

به جرأت می توان گفت احسان حدادی موفق ترین دوومیدانی کار تاریخ این رشته درایران است. پس چرا به این قهرمان ملی کشور بی توجهی می شود؟ همین چند ماه پیش بود که احسان حدادی مربی اختصاصی خود که اهل کشور روسیه بود را به علت پرداخت نشدن دستمزدش از جانب فدراسیون دوومیدانی به راحتی از دست داد، و در این اواخر خود به تنهایی به تمرین می پرداخت. آیا برای کسی که مدال طلای قهرمانی جوانان جهان را کسب کرده، قهرمانی چند دوره در آسیا ورکورددار این رشته در قاره کهن را درکارنامه دارد، و همین هفته برای اولین باز مدال با ارزش برنز جهان را برای کشورش به ارمغان آورده باید اینگونه بی توجهی کرد؟ باید به مسئولان ورزش ایران گفت این کشور سرشار از استعداد وپتانسیل در رشته‌های گوناگون ورزشی به خصوص دوومیدانی است. هنوز قهرمانی و افتخارآفرینی تیمور غیاثی بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران و رکورد وی که سالهای سال پا برجا بود را از یاد نبرده ایم.

در دوومیدانی ایران قهرمانانی همچون مرحوم احمد باغبانباشی، حسین شایان، حمید سجادی، عباس صمیمی وچندین وچند قهرمان دیگر ظهور کردند که پس از کسب مدالهای رنگارنگ برای ایران در مسابقات آسیایی وخدا حافظی از دنیای قهرمانی جایگزینی برای آنها پیدا نشد. چرا باید اینگونه باشد که دوومیدانی ایران سالها نتواند درمسابقات جهانی کسب مدال کند وحال که احسان حدادی برای ایران افتخار آفرینی می کند با بی توجهی مسئولان ورزش کشور مواجه می شود. حدادی به علت پرداخت نشدن هزینه های تمرینی خود بهترین روزهای آمادگی برای المپیک ۲۰۱۲ لندن را ازدست داده است، اما این قهرمان با تحمل سختی های فراوان و بی توجهی‌های فدراسیون دوومیدانی دوباره قدرت خود را به رخ بدخواهان ورزش ایران کشید، ونشان داد که این افتخارات و مدالهایی که برای کشور کسب کرده تنها در سایه تلاش خود وی بوده است.

در همه جای دنیا از قهرمانان خود حفظ وحراست می کنند که آنها فقط به ورزش وقهرمانی در جهان والمپیک فکر کنند، اما در ایران قهرمانی مثل احسان حدادی برای رفتن به اردوی تدارکاتی درجزیره کیش هم با مشکلات عدیده مواجه است. پس با این شرایط نباید به فکر پشتوانه سازی و قهرمان پروری در دوومیدانی و رشته های دیگر ورزش درایران بود. حدادی با این همه بی توجهی مسئولان ورزش مدال برنز جهان را برای ایران کسب کرد و قطعا در صورت توجه وپیگیری اصولی مسئولان فدراسیون دوومیدانی در یک سال مانده به بازیهای المپیک ۲۰۱۲ لندن به وی، حدادی می تواند یکی از مدال آوران ایران در این بازیها باشد، که اگر چنین شود این قهرمان افتخار بزرگ دیگری برای ورزش ایران کسب خواهد کرد. درهمین کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مسئولان ورزش در چند سال گذشته سرمایه گذاری کلانی در رشته های مختلف ورزشی، بخصوص دوومیدانی کرده‌اند. در بازیهای آسیایی ۲۰۱۰ گوانگ ژو چین پرتابگر قطری که مدال برنز را کسب کرد پس از پایین آمدن از سکوی کسب مدال یک برگه چک چند میلیونی دلاری از مسئولان کشور قطر گرفت و به وی گفته شد برای مسابقات المپیک لندن هر امکاناتی خواست به وی خواهند داد، اما با احسان حدادی و حدادیها چه برخوردی صورت گرفت، و فقط در زمان کسب مدال طلای بازیهای آسیایی مسئولان ورزش این قهرمانی را به نام خود سند زدند. دادن چند سکه و دادن وعده وعیدهای تو خالی چه دردی از ورزش ایران دوا می کند؟ قهرمانان ورزش ایران زمین چه تفاوتی با ورزشکاران سایر کشورها دارند که همیشه قولهای عمل نشده و وعده های تو خالی به آنها می دهید.

بهترین لحظه قهرمان یک رشته ورزشی، زمانی است که وی از سکوی قهرمانی جهان و المپیک بالا می رود و مدال خود را دریافت می کند و پس از آن؛ وی انتظار دارد مسئولان ورزش کشورش از وی تقدیری در شأن یک قهرمان کنند. اما آیا در ایران با قهرمانان اینگونه برخورد می شود؟ در اکثر کشورها به قهرمانان ورزش مدالهای ملی و حقوق مادام العمر کافی پرداخت می شود؛ تا آنها فقط به ورزش و قهرمانی درآن فکر کنند. امیدواریم روزی در ایران فرا برسد که نگاه مسئولان به ورزش نگاه درجه یک باشد، تا قهرمانان ورزشی ایران با خیالی آسوده و سرشار از انرژی فقط به فکر کسب مدال و افتخارآفرینی برای سرزمین کهن خود باشند وبس.

راز پنهان ورزشکاران ایران باورزشکاران اسراییل

اختصاصی سایت خبرنامه خلیج فارس
در مسابقات کشتی فرنگی سال 2010 جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.


در جهان از ورزش به عنوان ابزاری برای دوستی ملتها و دولتها نام برده می شود. در زمان برگزاری مسابقات مختلف ورزشی درسطح دنیا همیشه شور وهیجان خاصی برپاست. در این بین بازیهای المپیک از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در طول برگزاری بازیهای المپیک که بزرگترین رویداد ورزشی جهان محسوب می شود چشم همه مردم دنیا به افتخار آفرینی ورزشکاران کشور خویش است. این مقدمه کوتاهی بود در وصف ورزش و جنبه های صلح طلبی ودوستی ملتها با یکدیگر.

در مسابقات تیمی ورزشی، وقتی دو تیم با یکدیگر مسابقه می دهند شور و نشاط خاصی هر دو کشور را فرا می گیرد. تیم میزبان با حضور تماشاگران خود سعی درکسب بدست آوردن پیروزی دارد و تیم مهمان هم برای برد به مصاف میزبان خود می رود. د

ر ورزشهای انفرادی هم دو قهرمان از دو کشور برای شکست حریف خود برنامه ریزی می کنند و هرکدام سعی دارند پیروز از میدان خارج شوند. این روح جوانمردی در ورزش را با هیچ عیاری نمی توان سنجید. در هر زمانی ورزش وسیله ای است برای پایان دادن به جنگ بین دوکشور، ایجاد صلح و دوستی بین دول و بسط و گسترش ورزش درکشورهای جهان در این بین باید مقوله ورزش را ازسیاست به کلی جدا کرد. شعار پیر دوکوبرتن فرانسوی و پایه گذار بازیهای المپیک نوین؛ ایجاد روح جوانمردی در ورزش و دوستی ملل مختلف با یکدیگر است که به راستی چه شعار زیبایی است درتوصیف از بازیهای با ارزش المپیک.

مقصود من از نوشتن این مطلب این است که چرا ورزشی که در همه جای این کره خاکی از آن برای نزدیکی فرهنگ و تمدنهای مختلف استفاده می شود در ایران به آن نگاه سراسر سیاسی می شود؟ چرا رژیم ایران از ورزش برای رسیدن به اهداف خود استفاده می کند؟ این سئوالی است که باید سردمداران رژیم اسلامی در ایران به آن پاسخ روشن و شفاف دهند. در طول حیات سی وچند ساله این نظام سراسر جور و فساد که پسوند اسلامی به خود گرفته، همیشه به ورزش نگاه درجه دو شده است.

درحالیکه اکثر کشورهای دنیا با سرمایه گذاری کلان در ورزش همیشه به دنبال کسب مدال وافتخار برای سرزمین خود هستند. در ایران ورزش همیشه در جایگاه آخر قرارگرفته و سردمداران رژیم ارزشی برای این مقوله مهم قائل نیستند. در طول این سالها ورزش همیشه قربانی سیاست یک بام و دو هوای حکومت اسلامی بوده است. دردهه های قبل که در آفریقای جنوبی رژیم آپارتاید حکومت را در دست داشت؛ دولت ایران برای همراهی با سیاهان این کشور به ورزشکاران ایرانی اجازه نمی داد مقابل حریفان اهل آفریقای جنوبی حاضر شوند که این هم جنبه سیاسی داشت، چون در همان زمان هم کشورهای آفریقایی که از ظلم سفید پوستان به تنگ آمده بودند مسابقه دادن با کشورهای اروپایی وسفید پوستان را تحریم نمی کردند، و رژیم ایران در این موضوع به اصطلاح کاسه داغ تر از آش شده بود و در چندین پیکارجهانی والمپیک به عناوین مختلف اجازه رویارویی ورزشکاران ایرانی با حریفان آفریقای جنوبی را نداد تا قهرمانان ایرانی از کسب مدال وافتخار باز بمانند. کجای این عمل جوانمردانه است که درمسابقه ای ورزشی سیاست در آن دخالت می کند.

این حرکت زشت و زننده فقط از رژیمی مثل ایران بر می آید. پس از سقوط آپارتاید این مسئله به نوعی حل شد اما موضوعی مهمتر وحساس تر در میان بود و آن مسئله جلوگیری از رویاوریی ورزشکاران ایرانی درمقابل حریفان اسرائیلی بود. حرکتی که بارها مایه شرمساری مردم ایران را درچهان درپی داشت. درمسابقات جهانی و المپیک هر زمان ورزشکاری از ایران به حریفی اسرائیلی برمی خورد با بهانه های دروغینی که مسئولین تیم ایران به برگزارکنندگان مسابقات می گویند این فرد از رویارویی با این حریف باز می ماند وصحنه رقابتها را ترک می کند و عملا خود را حذف شده می بیند.

مثالهای زیادی می توان در این باره زد و مشخص خواهد شد که حکومت ایران تا کجا نگاه سیاسی خود را در ورزش گسترانده است. درمسابقات مختلف ومتعدد این اتفاق تلخ برای ورزشکاران ایرانی افتاده که برای کسب افتخار ماهها تلاش شبانه روزی کرده و آماده گرفتن مدال برای کشور خود بودند اما یک تصمیم غیر ورزشی همه آرزوهای این قهرمان را به باد فنا می دهد. در این باره چند مثال می زنم تا بهتر به ماهیت پلید این حکومت پی ببرید. درمسابقات المپیک ۲۰۰۴ آتن در یونان آرش میراسماعیلی قهرمان آن زمان جودو جهان که بسیار هم امیدوار به کسب مدال در این بازیها بود به قید قرعه دردور اول باید به مصاف حریف اسرائیلی خود می رفت اما زمانیکه مسئولان کاروان ورزشی ایران از این مسئله اطلاع پیدا کردند به میراسماعیلی اجازه رویارویی با این حریف را ندادند، و به دروغ به مسئولان بازیهای المپیک گفتند که میر اسماعیلی دچار بیماری دل درد شده است.

پس از این ماجرا میر اسماعیلی از شدت نارحتی تا ساعتها خود را در اتاق حبس کرده بود، و جواب هیچ کس را نمی داد. وی به صراحت می گفت برای مسابقات المپیک ماهها سختی و مرارت کشیده است و این رسم جوانمردی نیست. مسئولان آن زمان ورزش ایران برای آرام کردن میراسماعیلی به وی وعده پاداش ۱۰۰ میلیونی دادند تا این مسئله پایان یابد. بعدها خود من در صحبتی خصوصی که با میراسماعیلی داشتم وی گفت:از ترس جان خود نمی توانسته حقیقت را بازگو کند و به دستور مسئولان سازمان تربیت بدنی خود را بیمار نشان داده است. این عمل غیر ورزشی کجا با روح جوانمردی در بازیهای المپیک سازگاراست؟

در رویدادی دیگر محمد علیرضایی درمسابقات المپیک ۲۰۰۸ پکن درپیکارهای شنا باید با حریفان خود به رقابت می پرداخت که یکی از این شناگران اسرائیلی بود، دوباره همان سناریو تکرار شد؛ و وی اجازه پیدا نکرد در مسابقه شرکت کند و حذف شد. و مجددا مسئولان کمیته المپیک ایران علیرضایی را بیمار جلوه دادند. دوباره همان نسخه نخ نما شده که همیشه برای برگزارکنندگان بازیهای المپیک وجهانی توسط حکومت ایران پیچیده می شود، وجالب اینجاست که بلافاصله گفته شد محمد علیرضایی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین این عمل را انجام داده است، اما اگر در فضای آزاد رسانه ای علیرضایی وعلیرضایی ها بتوانند مصاحبه کنند پرده از اعمال شوم وغیر ورزشی این حکومت برداشته خواهد شد. درست همین دو ماه پیش بود که در مسابقات جهانی شنا در شانگهای چین، محمد علیرضایی بار دیگر با شناگر اسرائیلی هم گروه شد که دوباره همان سناریوی همیشگی تکرار شد، و علیرضایی چاره ای جزء حذف شدن نداشت، ومثل دفعات قبل باز از مردم فلسطین دفاع کرد تا از دست فرمانده بسیج مدال و سکه هدیه بگیرد. در این باره فقط می توان اظهار تاسف کرد وبس.

در مسابقات کشتی فرنگی سال ۲۰۱۰ جهان در مسکو روسیه، طالب نعمت پور، فرنگی کار تیم ایران که یکی از بختهای مسلم کسب مدال برای تیم ایران در این رقابتها بود، دوباره با قرعه بدشانسی مواجه شد، و به حریف اسرائیلی برخورد کرد، وتمام آرزوهایش بر باد رفت، و از گردونه مسابقات حذف شد.

این چه داستان تلخی است که برای ورزشکاران ایرانی تکرار می شود، وهمیشه گفته شده این ورزشکاران در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دست به چنین عملی زده‌اند. به جرأت می توان گفت که چنین چیزی اصلا واقعیت ندارد. ورزشکاری که ماهها سختی را تحمل می کند تا برای کشورش مدال کسب کند در میدانی ورزشی هیچگاه تصمیم سیاسی نمی گیرد، چون روح ورزش با سیاست هیچ سازگاری ندارد. آیا اگر ورزشکار فلسطینی در چنین شرایطی قرار داشت این کار را انجام می داد؟ قطعا این عمل را انجام نمی داد چون ورزش وسیله ای برای دوستی بیشتر ملتهاست نه چیز دیگر.

در مثالی دیگر که خیلی جای تأسف خوردن دارد مسئولان تیم بسکتبال باویلچر ایران در مسابقات پارالمپیک ۲۰۰۸ پکن وقتی فهمیدند باید به مصاف تیم اسرائیل بروند در حرکتی زشت وکاملا غیر ورزشی تیم ایران را یک ساعت دیرتر به محل مسابقه رساندند تا بسکتبالیستهای ایرانی نتوانند به مصاف حریف خود بروند وتیم ایران ضمن حذف شدن از بازیها با محرومیت دو دوره‌ای از مسابقات پارالمپیک روبرو شد. اما مسئولان کاروان ایران دوباره توجیهات خاص خود را داشتند و این بار شعور برگزارکنندگان بازیها را به مسخره گرفتند.

در آخرین نمونه ای که برای ایران اتقاق افتاد وجای هیچ بحثی را باقی نگذاشت حذف تیم والیبال ایران از مسابقات یونیورسیاد جهانی دانشجویان در چین بود که تیم ایران از بازی مقابل تیم اسرائیل سرباز زد وبه طور شرم آوری از بازیها خداحافظی کرد. این بار جالب بود که همه بازیکنان تیم والیبال ایران دچار دل درد شدید شدند ومسئولان تیم ایران ورزشکاران ایرانی را برای دادن آزمایش به صف کردند. رئیس فدراسیون جهانی والیبال هم که از این مسئله به خشم آمده بود در اظهار نظری تند از محرومیت ۲ ساله والیبال ایران از مسابقات جهانی و جریمه ۴۰۰ هزار دلاری خبرداد که اگر این امر در اجلاس فدراسیون جهانی که در ماه نوامبر برگزار می شود به تصویب برسد، دیگر هیچ امیدی برای پیشرفت والیبال در ایران وجود نخواهد داشت. پس از این اتفاق محمد رضا داورزنی رئیس فدراسیون والیبال ایران در اظهار نظری عجیب وشرم آور گفت:

هرگز کشوری به نام اسرائیل را به خاطر ندارد وآن را به رسمیت نمی شناسد. این صحبت از مدیری در ورزش ایران جای تأسف زیاد دارد که چگونه است کشوری که بیش از ۶۰ سال از بوجود آمدنش گذشته، و یکی از اعضای سازمان ملل می باشد را آقای داورزنی هنوز نامش را نشنیده است! آیا فکر می کنید با داشتن این نگاه سیاسی به ورزش باید منتظر جهش ورزش در ایران بود؟ براستی کشوری به نام اسرائیل وجود ندارد؟ کشوریکه یکی از قدرتهای خاورمیانه است وحکومتی برپایه رای مردم در آن وجود دارد از نظر رژیم ایران به رسمیت شناخته نمی شود. سردمداران رژیم درایران با گفته های ناپخته وبی منطق خود فقط به دنبال بدنام کردن نام ایران در سطح جهان هستند. همه ساله در ماه رمضان مسئولان سازمان بسیج مستضعفین از ورزشکاران ایرانی که با حریفان اسرائیلی مسابقه نمی دهند تقدیر می کنند. آیا دادن چند سکه و انداختن مدال آهنی وچفیه برگردن این ورزشکار همه مسئله حل شده است؟ شما از زبان ورزشکار نگون بخت اعلام می کنید که وی در حمایت از مردم فلسطین این عمل را انجام داده اما آیا به راستی مسئله به همین راحتی که شما می گویید اتفاق افتاده است؟ عزت و آبروی ایران و ایرانی را در سراسر جهان با این عمل می برید و در آخر با چند سکه ومدالی بی ارزش سروته قضیه را جمع می کنید. تا کی این رویه شوم ادامه دارد؟

سردارنقدی یکی از فاسد ترین مدیران این نظام هفته گذشته در یکی از همین مراسم خیمه شب بازی در اظهارنظری عجیب وخنده دار گفت: انشاالله بازیهای المپیک ۲۰۲۰ را درکشور فلسطین به پایتختی غزه برگزار می کنیم. تو را به خدا بس کنید و اینقدر با اعمال وکارهای زشت خود مایه شرمساری مردم وتمدن کهن ایران زمین نشوید. در همان اسرائیل که شما به رسمیت نمی شناسید درچند هفته گذشته مردم این کشور در مخالفت با سیاستهای اقتصادی بنیامین نتانیاهو نخست وزیر خود دست به تظاهرات و اعتراض گسترده زدند. آیا اگر در اسرائیل دموکراسی وجود نداشت امکان مخالفت مدنی بود؟ آیا در ایران مردم می توانند برای مخالفت با سیاست شما دست به راهپیمایی و اعتراض بزنند؟ همین سردار نقدی که امروز داعیه دفاع از مردم فلسطین را دارد و دایه مهربان تر از مادر برای فلسطینیان شده، به فکر مردم دردمند ایران هم هست یا فقط نگران مردم فلسطین است؟ تا وقتی این رژیم ددمنش در ایران پا برجاست صحبت از پیشرفت وگسترش ورزش وسایر مقولات درکشور امری محال است چون در تفکر اینها اصلا ایران جایگاهی ندارد. ثروت مردم ایران در راه حفظ منافع این حکومت باید به باد فنا برود. ورزش، اقتصاد و سایر مباحث هیچ جایی درذهن این مدیران بی لیاقت و بی تدبیر ندارد. حیات این رژیم درگرو بوجود آمدن بلوا و درگیری در منطقه است و به هیچ چیزی کمتر از این قائل نیست. امیدواریم روزی برسد که ورزش در ایران از سیاست جدا باشد و ورزشکاران ایرانی با هر حریفی بتوانند مسابقه دهند، و برای کشور افتخار کسب کنند، و برای فرار از مسابقه ندادن مجبور به گفتن دروغ و توجیهات بی ارزشی نشوند، که این عمل فقط مایه شرمساری ایرانیان در سراسرجهان می شود.

حکومت ایران باید بداند که ورزش آینه تمام نمای دوستی ملتها ودولتهاست، نه میدان تسویه حسابهای شخصی که هیچ دخلی به ملت پرافتخار ایران ندارد.

زنده باد ایران ،این مرز پر گهر با تمدن غنی وسرشار از مهر ودوستی .

Wednesday, 31 August 2011

پرسپولیس پلکان ترقی مردان دوستار قدرت

برگرفته از خبرنامه خلیج فارس


باشگاه پرسپولیس درسال 1343 ، توسط علی عبده که یکی از سرمایه گذاران تهران وسهامدارشرکت سی.آر.سی بود تاسیس شد وعمده فعالیت این باشگاه دررشته بولینگ بود.درسال 1344 نیز تیم فوتبال این باشگاه تاسیس شد.



امیر خسروجردی

باشگاه پرسپولیس درسال ۱۳۴۳ ، توسط علی عبده که یکی از سرمایه گذاران تهران وسهامدارشرکت سی.آر.سی بود تاسیس شد وعمده فعالیت این باشگاه دررشته بولینگ بود.درسال ۱۳۴۴ نیز تیم فوتبال این باشگاه تاسیس شد.اما درسال ۱۳۴۶ با انحلال باشگاه شاهین بازیکنان تیم فوتبال این باشگاه همگی به پرسپولیس پیوستند وازآن زمان سرخپوشان پایتخت به محبوبترین تیم کشور تبدیل شدند.دردهه پنجاه با آمدن آلن راجرز انگلیسی به عنوان مربی پرسپولیس این تیم به یکی از هجومی ترین تیمها تبدیل شد.

درمهر ماه سال ۱۳۵۱ عبده مالک باشگاه پرسپولیس فعالیت این باشگاه را حرفه ای اعلام کرد و ورزشگاه اختصاصی این تیم بعنی ورزشگاه راه آهن فعلی درشهرک اکباتان تهران رابا نام آپادانا ساخت.این خلاصه ای بود از تاسیس باشگاه پرسپولیس که زمانی به عنوان هجومی ترین تیم وحرفه ای ترین باشگاههای ایران سربه آسمان می سایید وهواداران پرشماراین تیم با بازیهای درخشان تیم محبوب خود غرق درشادی می شدند.

تماشاگران دوستدار پرسپولیس بابردهای این تیم شادی وبا باختهای تیم خود گریه می کردند.پرسپولیس تا پیش از روی کار آمدن رژیم جمهوری اسلامی یکی از بهترین باشگاههای ایران بود وهزینه های خود رااز کسب درآمدهای باشگاه پرداخت می کرد.بولینگ عبده تهران ،ورزشگاه اکباتان وچندین وچند مکان دیگر که همه متعلق به مالک این باشگاه بود وباشگاه پرسپولیس برای پرداخت هزینه های تیمهای مختلف خود هیچ نگرانی نداشت ودرآن زمان تیم فوتبال این باشگاه به افتخارات زیادی دست پیدا کرد وبازیکنان زیادی ازاین تیم به تیم ملی راه یافتند ودربی سنتی پایتخت بین پرسپولیس واستقلال همیشه جان تازه ای به پایتخت می داد.اما با پیروزی انقلاب و روی کار آمدن این رژیم تمام این امکانات و داشته های باشگاه پرسپولیس واستقلال به خاطر بی تدبیری و بی لیاقتی مدیران همه به فنا رفت ونابودشد.

به طور مثال ساختمان بولینگ عبده که متعلق به این باشگاه بود طعمه بنیاد مستضعفان شد وورزشگاه این تیم هم به ویران تبدیل شد وساختار این باشگاه کاملا دولتی شد ومدیرانی که به عنوان مدیر عامل باشگاه انتخاب شدند هیپکدام نه سابقه مدیریتی درستی داشتند ونه از ورزش سررشته ای داشتند وفقط به خاطر منافع شخصی ورسیدن به پله های ترقی از سرمایه های این باشگاه مردمی سوءاستفاده می کردند.باشگاه پرسپولیس به خاطر مردمی بودن همیشه جایگاه خاصی درمیان اقشارمختلف جامعه داشته ودارد اما درطول حیات این رژیم تمام این اندوخته ها بر باد رفته است.بازیکنانی درطول این سالها برای پرسپولیس بازی کرده اند که ازکناربازی دراین تیم بزرگ برای خود اسم وشهرت دست وپاکرده اند.

بازیکنانی مثل همایوش بهزادی،علی پروین،مرحوم مهراب شاهرخی ،علی دایی که همگی درمکتب این باشگاه رشد کرده اند اما این روزها چه برسر این تیم آمده که دیگر بازیکنان رغبتی برای حضور دراین تیم ندارند ورقمهای میلیونی دیگر تیمها رابه حضور دراین تیم بزرگ ترجیح می دهند.این سوالی است که باید از مدیران ورزش پرسید که چه به روز تیمهایی مثل پرسپولیس واستقلال آورده اند که این دوتیم دیگر اقبال سالیان گذشته را ندارند .درطول این سالها مدیرانی که درپرسپولیس زمامداری کرده اند یا از سرداران جنگ نرفته سپاه بوده ویا از افراد نزدیک به لایه های قدرت که با نشستن برصندلی مدیریت این باشگاه برای خود اسمی دست وپاکرده و به منابع کلان مالی رسیده اند.مردانی مثل اکبر عمخواراز سرداران سپاه، حبیب کاشانی یارقار محمود احمدی نژاد ونامهایی نظیر اینها که حتی کوچکترین دانش ورزشی ومدیریتی نداشته وفقط برای مطرح کردن خود وارد این باشگاه شده اند.درحال حاضر حبیب کاشانی درحدود دوسال است که سرپرست موقت این باشگاه است اما این موقتی بودن تا چه زمانی ادامه دارد وآیا بودن چنین مدیرانی که هنوز الفبای مدیریت را بلد نیستند درباشگاه پرسپولیس ضرورتی دارد؟آیا به صرف دوستی با لایه های قدرت می توان برصندلی بزرگترین باشگاه ایران که امروزه فقط اسمی از ان باقی مانده ودیگر هواداران بیشمارش به باختن تیم خود عادت کرده وهرروز باید شاهد افت تیم خود باشند تکیه زد؟

آیا سپردن هدایت تیم فوتبال پرسپولیس به حمید استیلی فقط برای سابقه ورزشی استیلی بوده است یا رفاقت دیرینه با حبیب کاشانی و شرکت درمیتینگهای انتخاباتی محمود احمدی نژاد وسخنرانی به نفع وی درانتخاب دوره دهم ریاست جمهوزی دخیل بوده است؟اینها سئوالاتی است که باید از مدیران وسردمداران ورزش ایران کرد که تاکی باید ورزش ایران قربانی لابی مردان سیاسی باشد؟تاچه زمانی پرسپولیس باید از نداشتن زمین تمرین اختصاصی رنج ببرد واز داشتن امکانات ابتدایی محروم باشد ؟اینها سئوالاتی است که تا کنون کسی پاسخی به آنها نداده وتنها مردم وهواداران بی گناه پرسپولیس باید تاوان ندانمکاری مدیران این باشگاه رابدهند.دیگر تیمهای سرخابی پایتخت حرف اول را درفوتبال ایران وآسیا نمی زنند وبه راحتی درمسابقات آسیایی حذف شده وبه زنگ تفریح حریفان خود بدل شده اند و مسبب همه اینها مردان پرنفوز سیاسی هستند که تنها به منافع شخصی خود فکر می کنند.

درهرحال امیدوارم روزی برسد که دوباره پرسپولیس همان تیم هجومی وسرحال گذشته بدل شود که تیمهای مختلف هراس داشتند دربازی مقابل این تیم دردقایق ابتدایی دروازه خود را بازشده ببینند .

Friday, 12 August 2011

اختلافات دایی وکاشانی دامن پرسپولیس را گرفت ، کاشانی تا کی هزینه سنگین دوستی با استیلی راخواهد پرداخت

سه هفته ازآغاز رقابتهای این فصل فوتبال باشگاههای برترایران می گذرد وحاصل سه بازی برای پرسپولیس دراین بازیها یک تساوی وقبول دوشکست فاجعه باربوده است.سرخپوشان پایتخت درهفته اول درحضور هواداران خود از شکست مقابل ملوان گریختند وبه یک تساوی 1-1 رسیدندودرهمان بازی تماشاگران یکصدابه تشویق علی دایی و هو کردن حمید استیلی پرداختند که بااین اتفاق استیلی فهمید که ریسک بزرگی کرده که


هدایت این پرسپولیس را قبول کرده است .پرسپولیس درهفته دوم درمصاف باشاهین بوشهر نیزچاره ای جز قبول شکست 2-1 درمقابل شاهین این شهر وحمید درخشان نداشت.درخشان با این برد نشان داد که دررقابت با استیلی برسر هدایت پرسپولیس میدان را ورزشی واگذار نکرده واستیلی رابه داشتن رابطه نزدیک با کاشانی متهم کرد.استیلی که فصل قبل هدایت شاهین رابرعهده داشت پیش از این بازی گفته بود که از این تیم شناخت خوبی دارد وبرای کسب سه امتیازبه بوشهر آمده است .اما درعمل نتیجه دیگری رقم خورد وپرسپولیس با چهره ای شسکت خورده بوشهر راترک کرد.اما سرخپوشان پایتخت درهفته سوم درحضور بیش از 60 هزار تماشاگر ورزشگاه آزادی درمقابل تیم نه چندان مطرح شهرداری تبریز به قدری ضعیف وناهماهنگ ظاهرشدند که درپایان با نتیجه 2-1 بازی راواگذارکردند تابا این شکست خانگی کاسه صبر هواداران خشمگین این تیم که برای دیدن برد تیم خود به ورزشگاه آزادی آمده بودند لبریز شود وبادیدن این بازی ضعیف از پرسپولیس یکصدا خواهان رفتن کاشانی واستیلی از این تیم شدند.سه بازی وکسب تنها یک امتیاز هواداران پرشمارپرسپولیس را به هیچ عنوان راضی نخواهد کرد.سرخپوشان پایتخت با این تک امتیاز ضعیف ترین شروع خود رادرطول یازده دوره رقابتهای لیگ برتر تجربه کرده اند.پرسپولیس درفصل گذشته نیز با پذیرفتن بیش از 10 شکست نتایج خوبی درلیگ برتر کسب نکرد اما درآن زمان هنوز آتش اختلاف حبیب کاشانی وعلی دایی شعله ورنشده بود.درهفته های پایانی بود که علی دایی باانجام مصاحبه های آتشین برعلیه کاشانی و تیم تحت امر وی این اختلافات راعلنی کرد وهمگان دریافتند که پرسپولیس با بحرانی عمیق روبرو است .پس از کسب عنوان قهرمانی دررقابتهای حذفی علی دایی باها عنوان کرد درباشگاه تنها بوده وکاشانی از ئوی حمایت نکرده وحتی برای نتیجه نگرفتن وی تلاش کرده است که کاشانی همیشه این اظهارات دایی رانادرست خواتد وآنها راتکذیب کرد ،امااوج این صحبتها واختلافات دربرنامه نود صورت گرفت که علی دایی حاضر نشد با حبیب کاشانی مناظره کند وپس از حضور دراین برنامه کاشانی رابه باد انتقاد گرفت و وی رامسئول بروز این اخلافات ومسائل کرد واظهارداشت که تنها درصورتی فصل آینده درپرسپولیس می ماند که حبیب کاشانی دراین تیم نباشد.اما کاشانی درپرسپولیس ماند وبرای انتخاب سرمربی جدید کمیته فنی تشکیل داد واعضای این کمیته علی دایی ،حمید استیلی و حمید درخشان را کاندیدای نهایی برای سرمربیگری این تیم برگزیدند وازآنها برای این کار برنامه خواستند که درآن زمان هم از شواهد کار مشخص بود که حمید استیلی یار قاروکاشانی وکسی که سابقه دوستی دیرینه با وی را دارد گزینه نهایی کاشانی خواهد بود .همین مسائل بود که دوباره به اختلافات دایی وکاشانی دامن زد وعلی دایی که با نظر کمیته فنی تنها 12 ساعت سرمربی پرسپولیس بود با پلتیک کاشانی رقابت رابه استیلی واگذار کرد واستیلی سرمست از راه یافتن به نیمکت مربیگری این تیم تمرینات راشروع کرد وتیم مورد نظر خود را بست ،اما بادیدن این مسائل مشخص بود این اختلافات تمامی ندارد وهمین بگو مگوها کاردست پرسپولیس داد وازهمان بازی نخست مشخص بود که استیلی فصل بسیارسختی را پیش روی خود دارد ودرطول این سه بازی به طور واضح می توان نارضایتی رادرچهره هواداران این تیم دید .درحالیکه سرخپوشان پایتخت درنیمه اول مقابل شهرداری تبریز صفر- صفر مساوی بودند انها یکصدا علی دایی راتشویق کرده وشعار کاشانی واستیلی حیا کنید ،پرسپولیس رو رها کنید راسردادند وخواهان تغییرات اساسی درتیم خود شده وخواستار بازگشت مجدد علی دایی به پرسپولیس شدند.درهرحال اینگونه که درروزهای اخیر دیده می شود پرسپولیس حال وروز خوشی ندارد ودرصورت ادامه این روند ناامید کننده ممکن است هواداران بیشمار این تیم رفتارهای بسیارخشن تری از خود نشان دهند چرا که درهمین سه هفته نخست نیزاز رقیب سنتی خود استقلال شش امتیاز عقب افتاده اند.درآنسوی میدان هم حمید استیلی که این مسائل را به توطئه علیه خود تشبیه کرده درصورت ادامه این روند امکان دارد صندلی خود راازدست داده وبا کسب نتایجی فاجعه بار پرسپولیس راترک کند.درهر صورت آتش اختلافات دایی وکاشانی دامن پرسپولیس را گرفته ودرصورت ادامه این خیمه شب بازی ،پرسپولیس وهواداران این تیم بزرگترین قربانی این مسائل هستند ومشخص نیست که آینده این تیم چه خواهد شد.حال باید دید که کاشانی واستیلی توانایی خروج از این بحرانی که خود باعث پدید آمدن آن هستند را خواهند داشت ویا باید به طرف درب خروجی باشگاه پرسپولیس هدایت شوند که درصورت پذیرفتن یک شکست دیگر این امر دورازذهن نخواهد بود

Thursday, 11 August 2011

بابک معصومی درتنهایی رفت، تا کی قهرمانان ورزشی ایران درسکوت دارفانی راوداع می کنند

بابک معصومی کاپیتان اسبق وبااخلاق تیم ملی فوتسال ایران پس از چند سال مبارزه سخت با بیماری سرطان چهارشنبه سرانجام تسلیم این بیماری شد ودارفانی راوداع گفت .رفتن وبدرود حیات امری طبیعی وبراساس فرمان خداوند ومشیت الهی است اما منظورمن ازنوشتن این مطلب این است که چرا قهرمانان واسطوره های ورزشی ایران درسکوت وتنهایی بدرود حیات می کنند.کسانیکه سراسر عمر خود راصرف افتخارآفرینی برای ای


ران درمسابقات جهانی والمپیک کردند وفقط برافارشته کردن پرچم ایران دغدغه فکریشان بود.بابک معصومی یکی ازاین گروه است که درطول عمر کوتاه اما پربارخود همیشه درپی کسب افتخار برای فوتسال ایران بود ودراین رهگذرهیچ استفاده خاصی رااز منابع مالی موجود درفوتبال نکردو درآخر نیز درسکوت از میان مارفت.دراین چند ساله قهرمانان زیادی درورزش ایران بودند که به دلایل مختلف ازدنیا رفتند ودراین بین ودرزمان حیات خود سازمان تربیت بدنی ویاهیج نهادی ازتجربه ورزشی آنها استفاده نکرد تا این قهرمانان بتوانند با استفاده ازسالها حضوردرعرصه ورزش ،نسل بعد خود رابرای کسب افتخارات ورزشی آماده کنند.همین چند ماه پیش بود که جامعه ورزشی ایران ناصر حجازی یکی از بزرگترین سرمایه های خود را ازدست داد .حجازی ازمیان مارفت ودرزمانیکه وی دربستربیماری بود مسئولان ورزش وارگانهای مختلف برای گرفتن عکس یادگاری ودادن وعده های توخالی دربیمارستان صف کشیدند.باید پرسید که چرا ازحجازی وحجازیها درزمان حیاتشان استفاده بهینه نشد وبا آنها با بی مهری تمام برخورد شد.امروز ما بابک معصومی راازدست دادیم وفقط تاسف آن برای جامعه ورزش ایران باقی ماند وباید منتظر باشیم که درآینده دوباره بازهمین اتفاق تلخ برای قهرمانی دیگر رخ دهد ودوباره شاهد گرفتن عکس یادگاری مسئولان ودادن وعده های بی پشتوانه وبی ارزش ،تاچه زمانی این اتفاق باید بیفتد که ماقدراین قهرمانان رابدانیم .مردانی مثل حجازی،معصومی ،صفرایرانپاک وحمید شیرزادگان درسکوت وتنهایی رفتند ومسئولان ورزش ایران هنوز به دنبال توجیح بی توجهی خود نسبت به آنها هستند.نام بردن ازاین مردان ماندگار فقط بخشی است از جامعه وسیعتری که هرروز بادرد وزنج وتنهایی دست وپنجه نرم می کنند وزمانیکه ازمیان ما می روند شروع به تقدیر وتشکر ازآنها کرده ودرمدح این قهرمانان سخن می گوییم وبرسرمزارشان حاضر می شویم.به امید روزیکه قدراین قهرمانان رابه درستی بدانیم ودرزمان حیاتشان ازوجود گرانقدرشان بهترین استفاده راببریم.

Tuesday, 9 August 2011

لیگ فوتبال ایران ،استیلی بازنده دوئل با درخشان دریوشهر،مظلومی سرمست ازکسب سه امتیاز درآزادی

هفته دوم لیگ برتر فوتبال ایران درحالی بابرگزاری نه دیدار به پایان رسیدکه سرخپوشان پایتخت دربوشهرباشکست 2-1 مقابل تیم شاهین دست خالی راهی تهران شدند.نکته قابل تامل درباره این مسابقه بازی ناهماهنگ شاگردان حمید استیلی وضربات بی دقت مهاجمان این تیم بود که هيچ طرح وبرنامه خاصی برای بازکردن دروازه شاهین نداشتند ودرپایان مقهور بازی هماهنگ شاگردان حمید درخشان وتشویق یکپارچه هوادار


ان دوآتیشه این تیم شدند.دراین دیدار جدال حمید استیلی وحمید درخشان به حساسیت این بازی افزوده بود واین باردرخشان استیلی را مغلوب تاکتیکهای خود کرد تانشان دهد که شایستگی هدایت قرمزپوشان تهرانی راداشته وبابی مهری مدیران این تیم رقابت رابه حمید استیلی برای نشستن برروی نیمکت مربیگری این تیم واگذارکرده است.این شکست باعث شد تا پرسپولیس بایک امتیاز درمکانهای انتهایی جدول قرارگرفته وحمید استیلی هم فهمید فصل بسیارسختی راپیش روی خود دارد.درمهمترین بازی هفته درورزشگاه آزادی تهران تماشاگری حدود شصت هزارنفر آمده بود تا ازاستقلال این فصل که به تیم کهکشانی معروف شده پرده برداری کنند.دیدار دوتیم استقلال وداماش ازحساسیت بالایی برخورداربود چراکه آبی پوشان پایتخت که این فصل خریدهای گرانقیمتی را داشته اند برای کسب هرسه امتیاز ونشان دادن خود به عنوان یک مدعی پابه میدان گذاشتند ،درسوی دیگر میدان هم تیم متمول داماش وتنها تیم خصوصی این رقابتها هم که بازیکنان سرشناسی رابه خدمت گرفته برای پیروزی مقابل استقلال قدم به ورزشگاه آزادی تهران گذاشتند.درنهایت استقلال با تیزهوشی وگلزنی کاپیتان خود فرهاد مجیدی وبازی درخشان سید مهدی رحمتی دردرون دروازه که روز پرفروغی داشت صاحب هرسه امتیازبازی شد.دربازیهای مهم دیگر هفته دوم نیز،سپاهان بحران زده باصبا به تساوی رسید،تراکتورسازی درفولادشهر ذوب آهن اصفهان رانقره داغ کرد وباسه امتیاز راهی تبریز شد .هفته سوم روزهای پنجشنبه وجمعه آینده برگزارمی شود وتیمهای سرخابی پایتخت به مصاف شهرداری تبریز و مس کرمان می روند.

Sunday, 7 August 2011

هفدهم مرداد روزخبرنگار وسئوالاتی پیرامون حقوق ازدست رفته ومعطل مانده این قشر فرهیخته درایران

چند سالبست که هفدهم مرداد درایران به روز خبرنگار نامگذاری شده است .دراین روز محمود صارمی خبرنگارخبرگزاری جمهوری اسلامی -ایرنابه همراه چند تن دیگر از دیپلماتهای ایران درحمله وحشیانه نیروهای طالبان به کنسولگری ایران درشهرمزارشریف افغانستان به شهادت رسیدند.پس از این اتفاق تلخ بود که مسئولان این روز را به روزخبرنگارنامگذاری کردند.شهادت محمود صارمی اتفاقی بسیار تلخ وفراموش نشدنی است وهرگزاز ذهن مردم ایران وبخصوص خبرنگاران پاک نخواهد شد اما سئوال مهم همین جاست گه آیا باید حتما فردی از این قشر زحمتکش وبدون پشتوانه ازدنیا برود یا اتفاق تلخی برای یکی از این عزیزان بیفتد تا مسئولان کشور به فکر نامگذاری روزی به عنوان روزخبرنگار یامسائلی ازاین شکل بیفتند؟چه زمانی باید ازاین نیروهای فرهیخته وکاردان تقدیروتشکر شود .افرادیکه فقط به علت عشق به کاروحرفه خود پا درراهی سخت ودشوارمی گذارند ودراین رهگذر ازکمترین امکانات وابزارلازم برای فعالیت درحرفه خود برخوردارنیستند.درهرکجای دنیا که شما سربزنیدخبرنگاران از اقشار زحمتکش وفرهیخته به شمارمی روند وهر حکومت ودولتی به نوع خود ازاین افراد حمایت می کند البته این حمایت هیچگاه به صورت 100درصد نبوده ونیست اما باتمام این مطالبی که گفته شد خبرنگاران دراین کشورها ازجایگاه به نسبت خوبی برخوردارند.به طورمثال درکشورهای غربی وممالکیکه آزادی بیان واندیشه درآنها به طورسیستماتیک وجود دارد خبرنگاران دست بازتری برای انجام درست کارهای خود دارند وخیلی راحت حرفها واندیشه های خود را به نوشته تحریردرمی آورند.همیشه درهمه جای دنیاحرفه خبرنگاری جزءسخت ترین مشاغل بوده وهمیشه خطر این فشر راتهدید می کند چون آنها باید براساس رسالتیکه درکارخود دارند همیشه باید حقایق را منتشر کرده واصول کارخویش را رعایت کنند.اما به طورخلاصه وبانگاهی گذرابه کاروزندگی خبرنگاران درایران به این نکته پی می بریم که این قشر جزومظلومترین اقشارجامعه هستند که همیشه بدنبال حقوق صنفی ازدست رفته خود هستند که هیچگاه به آنها داده نشده است.آیا بانامگذاری یک روزبه نام خبرنگاربه تمامی سئوالات درباره این قشر پاسخ داده ایم؟آیا مسئولان نظام که همیشه درشعاراز اسم خبرنگاران برای پیش بردن مقاصد خویش استفاده کرده اند از خود پرسیده اند که جایگاه واقعی این افراد کجاست؟قطع به یقین تا رسیدن به شرایط مطلوب کارخبرنگاری درایران فاصله بسیارزیادی داریم .سازمانهاویا ارگانها برای خوب جلوه دادن کارهای خود ورسانه ای کردن این اهداف ازخبرنگاران استفاده ابرازی کرده اند اما دراین میان هیچگاه حقوق این افراد رامحترم نشمرده اند.به طورمثال این مراکزازخبرنگاربرای رسانه اي کردن پروزه های خود دعوت به عمل می آورد اما اگر همین خبرنگاردراین راستا کمبودها وکاستیها رامنعکس کند انگشت اتهام درگام اول به سوی این قشر زحمتکش اشاره می شود درحالیکه درمرامنامه کاری یک خبرنگارآمده که باید همیشه حقایق رابازگو کرده وهرزمان ازحق وحقیقت دفاع کند ومردم وجامعه راازآخرین وضع کشورآگاه کند نه اینکه هرزمان خوبی مدیری راگفت ازآن خبرنگار تقدیر شود وبه مجردایکه خبرنگاری درراستای اصول کاری خویش کاستیها وکم کاری مدیران ومسئولان کشور رابازگو کرد باوی برخورد قهرآمیزکرد.درعصر ارتباطات که انتقال آن به ثانیه کاهش پیدا کرده دیگر نمی توان مسائل ومشکلات را پنهان کرد چون همیشه افرادی هستند که باهوشیاری این مسائل رابه گوش افکارعمومی می رسانند.هم اکنون دراکثر کشورهای غربی خبرنگاران دارای سندیکای مستقل هستند که این سندیکا ازحقوق برحق این افراد دفاع می کند ودرصورت براآورده نشدن خواسته های آنها از عادی ترین ابزارمخالفت که همانا اعتصاب وتحصن است برخوردارهستند.اما آیا خبرنگاان زحمتکش ایرانی ازاین حق واعتراض صنفی برخوردار هستند که پاسخ سئوال منفی است.درکشورما خبرنگاران واصحاب رسانه به قول معروف صورت خود راباسیلی سرخ نگه می دارند وفقط به خاطر عشق وعلاقه فراوان به کارخود ادامه می دهند اماآیا نباید سازمان یا صنفی باشد که ازحقوق حقه آنها دفاع کند ؟اگر خبرنگاری بود که دچارمشکلات معیشتی وسایر مشکلات دیگرشد به کجاباید مراجعه کند ودرد ورنج خود رابرای چه کسی بازگو کند؟اینها وسئوالات دیگر وچراهای به پاسخ راباید چه کسی پاسخ دهد؟آیا فقط باید درحرف وشعاراز خبرنگاران تقدیر شود ؟آیا این انسانهای به زعم من مظلوم از ابتدایی ترین حق درکشوربرخوردارند؟درزمان حاضر فضای زندانهای کشور را چه کسانی بیشتر اشغال کرده اند؟زمانی اززندان به عنوان محیطی برای حضورافراد شرور وانسانهاییکه به حقوق دیگران تجاوزمی کنند نام برده می شد تا این افراد باماندن درزندان سربه راه شده وازاعمال زشت خود دست بردارند امادرکمال تعجب می بینیم که بیشتر افراد درزندانهای کشور راقشر شریف خبرنگارتشکیل می دهند که جرم آنها بازگو کردن حقایق وکاستیها بوده وفقط هدف آنها آگاهی بخشی به افکارعمومی ومردم بوده است .آیا رسالت خبرنگارنه این است که جامعه راازتمام حقایق درون آن آگاه کند پس چراامروزه شریفترین انسانهای ایران درزندان به سرمی برند؟این سئوالیست که من وهمکارانم از سران کشورداریم که تا چه زمانی باید قفل بردهان مردم زد ویا نباید خبرنگارواصحاب رسانه به وظیفه ذاتی خویش که همانا گفتن حقایق است عمل کند؟من 12 سال عمر وجوانی خود رادراین راه درکشورم صرف کردم ودرآخر به جرم بازگو کردن حقایق ومشکلات کشور به خصوص درعرصه ورزش کاروحرفه خود راازدست دادم وصحبت من بامسئولان نظام است که ما خبرنگاران محتاج نامگذاری روزی به نام خود نیستیم ما به دنبال حقوق معطل مانده خود هستیم که درهمه جای دنیا به آن احترام می گذارند.چراباید من وامثال بنده به خاطر اینکه می خواهیم به وظیفه ذاتی خود عمل کنیم باید ازابتدایی ترین حقوق خود بی بهره باشیم وهمیشه مثل انسانهای سرگردان به دنبال حق خودباشیم که قطعا بااین شرایط به آن دست پیدانخواهیم کرد.من ازحضوربی شمارخبرنگاران درزندانهای کشورصحبت کردم به زندان بزرگتری اشاره می کنم که خیلی از این قشر بی پناه به علت درامان ماندن وحفظ جان خود ترک وطن کرده ودرکشورهای دیگر آواره وسرگردان می شوند.اما این رابه جرات می گویم که با خبرنگاران وجوانان ایرانی ونسل جوان مملکت درخارج ازایران برخورد به مراتب بهتری صورت می گیرد وحقوق این افراد درنزذ این کشورها محترم شمرده می شود وچرامانباید این حق وامکان رادرکشور خود داشته باشیم .مابه کدامین گناه مجرم هستیم وچرانباید دروطن خویش به فعالیت ادامه دهیم؟این سئوالیست که من ازمسئولان کشور دارم که برای یک بار هم که شده به طور شفاف به این سئوال پاسخ دهندوازجواب دادن به آن طفره نروند.آیا خبرنگاران باید همیشه حقایق راازمردم پنهان کنند وهمیشه باید ازخوبیها صحبت کنند؟چرانباید درفضای آزاد به کارخود ادامه دهند؟تا چه زمانی باید همیشه فشاربرگرده این افراد زحمتکش باشد؟چرایک بارهم که شده این نسل نوظهورنباید صدای خود رابه طوررسا بزند؟آیا باید بانامگذاری یک روز صورت مسئله راپاک کرد؟تاکی باید این برخوردهای قهرآمیزادامه یابد؟چراباید بنده وامثال بنده درکشورهای دیگر به دنبال حقوق معطل مانده خود باشیم ؟مگر ماازایران هیچ حقی نداریم ؟آیا شهیدصارمی درشعارباید حقوقش محترم شمرده شود؟آیا زمانی که زنده بود نباید ازوی تقدیر می شد؟آیا خبرنگاران مظلومیکه در سقوط هواپیمای 3-130 به شهادت رسیدند درزمان زنده بودن از داشتن حق برخورداربودند؟همکاران من که درآن صانحه شهید شدنددرزمان فعالیت درصداوسیما به صورت نیروی روزمزد کارمی کردند وازهیچ حقی برخوردارنبودند اما به مجردیکه این بندگان خدا جان خود رابرسرکارو وظیفه خویش ازدست دادند رئیس سازمان صداوسیما آنها رااستخدام کرد.این عمل چرادرزمان زنده بودن این افراد انجام نشد؟استخدام درزمانیکه دست انهاازدنیا کوتاه شده به چه دردی می خورد؟ماحقمان رادرزمان زنده بودن می خواهیم نه درزمان مردن .خود من پس از 12 سال کادراین سازمان ازهیچ حقی برخوردارنبودم این سیستم درکجای دنیاحاکم است؟درهمین لندن بی دروپیکر از نظر وسعت وجمعیت ،خبرنگاران
ازمهمترن افراد جامعه هستند وهرزمان به حقوق آنها بی توجهی شود سندیکای خبرنگاران واتحادیه انها با تشکیل اعتصاب کارخبررسانی رادراین کشور مختل می کند.چون این عمل ازطبیعی ترین وابتدایی ترین کارهاست درمجامع غربی اما آیا این حق درایران هم وجود دارد؟آیا خبرنگاارن حق تشکیل اتحادیه مستقل دارند که جواب منفی است واصلااین قشر زحمتکش این کارها رادررویا هم نمی تواند تصور کند.درهرحال این اتفاقات درکشوری رخ می دهد که داعیه حکومت مردمی دارد ومردم به ظاهر برسرنوشت خود حکمفرماهستند اما فقط درظاهر.درپایان سخنی با مسئولان کشور،که تا چه زمانی حقوق حقه ما باید برزمین بماند ؟تا کی باید ما خبرنگاران انسانهای درجه سوم وچهارم باشیم؟آیا باپرداخت اندکی پول ودادن هدیه درروزخبرنگار می شود خط بطلانی برروی مشکلات صنفی خبرنگاران کشید؟به طور مسلم نه ،این خبرنگاران هستند که درسرما وگرما به وظیفه خود عمل می کنند اما درواقع همیشه هیچ محسوب می شوند.اگر خبرنگاران نباشند چطور می توان به دستاوردها و جهشها اشاره کرد آیا فقط باید خوبیها راگفت؟آیا نباید به مشکلات عدیده کشور اشاره کرد ؟آیا نباید به حضور مدیران نالایق درسازمانها وادارات اشاره کرد که باسوءمدیریت سرمایه وبیت المال راهدرمی دهند.تا دیر نشده به داد این افراد زحمتکش وبی پناه رسیدگی کنید تاچه زمانی زندانهای کشور باید از انبوه خبرنگاران پرباشد.آیا جای این افراد درزندان است ویاباید درسرکارخود برای اطلاع رسانی حاضرباشند؟پیشتر زندان جای مقدسی نبود اما چند سالیست به علت حضور انبوه خبرنگاران واهل قلم درزندان این مکان به جایگاهی مقدس بدل شده است که دیگر برای رفتن به آن نباید ابراز شرمندگی کرد.درهرصورت این مطلب رابرای این نوشتم که بگویم حقوق افراد رادرجامعه باید محترم شمرد حال اگر این افراد جزو شریفترین اقشار جامعه که همانا خبرنگاران هستند باید محترم ترشمرده شود ونباید به انها به شکل غیرخودی نگاه شود.نگاهی کوتاه به کشورهای دیگر خصوصا غربی بیندازید متوجه می شوید که باخبرنگارباید درست برخورد شود چون این افراد دراین کشورها می توانند باقلم وتصویر خود هر دولتی رابه زانو دربیاورند چون دانستن حق مردم است ونباید این حق راازمردم گرفت.انسانها باید درزمان حیات خود از حقوق طبیعی برخوردارباشند نه اینکه وقتی جان خود راازدست دادند برای فریب دادن افکارعمومی آنها راشهید حساب کرده وتمامی حقوقی مانند بیمه واستخدام رابرای آنها درنظر گرفت.شهید صارمی وشهید صارمیها درزمان حیات به تقدیر وتوجه احتیاج دارند نه اینکه ازاسم آنها استفاده ابزاری شود .به امید روزیکه خبرنگاران درایران ودرهرکشوری بتوانند آزادانه به کارو حرفه خود ادامه دهند وهیچ دستی نباشد که بخواهد این قشر را خفه کرده وقفل بردهان آنها بکوبد.به امید آنروز.

Thursday, 4 August 2011

تشییع جنازه فوتبال ایران دربرنامه نود برگزارشد،آقای کفاشیان آیاوقت استعفاء ورفتن از فوتبال ایران فرانرسیده است؟

پنجشنبه شب برنامه پربیننده نود پس از دوماه دوری دوباره ازطریق کانان 3 به خانه های مردم راه پیداکرد وعلاقمندان پرشماراین برنامه پای گیرنده های خود نشسته بودند تا ببینند عادل فردوسی پور مجری توانمند وتهیه کننده این برنامه مردمی چه بخشهایی را برای سری جدید این برنامه درنظر گرفته است.زمانیکه این برنامه آغازشد عادل اعلام کرد که گفتگوی ویژه را به بحث حذف فاجعه بار تیم فوتبال امید ایران از رقابته


ای مقدماتی بازیهای المپیک 2012 لندن اختصاص داده است تا صحبت وی دراین باره به پایان رسید دوباره داغ همه ایرانیان ازجمله خود من درباره این حادثه تاسف بارتازه شد.برنامه آغازشد ووقتی فردوسی پور مهمانان این بخش را معرفی می کرد اعلام کرد که علیرضا منصوریان سرمربی تیم امید دراستودیو حضور داره و با کمال تعجب صندلی خالی علی کفاشیان را به بینندگان خود نشان داد که به برنامه نیامده بود تا مسئول اول فوتبال ایران به سئوالات بی شمار وی دراین باره پاسخ دهد.وقتی این صحنه را دیدم واقعا تعجب کردم که مگر امکان دارد فدراسیون فوتبال اشتباهی به این بزرگی انجام داده باشد اما هیچ یک از مدیران آن خود راملزم به پاسخگویی به افکارعمومی ندانند.اینجا بود که فهمیدم چه بلایی برسر فوتبال مملکت آمده وچه افراد بی لیاقتی تکیه برکرسی مدیریت این ورزش زده اند.آیا لیاقت فوتبال ایران وجود چنین مدیرانی است؟آیا درفوتبال مملکت مدیران توانمند وجود ندارند که این ورزش پرطرفدرا به این روز افتاده که کسی پیدا نمی شود جنازه آن را از روی زمین بلند کند.اینجاست که پی می بریم ورزش پرطرفدارفوتبال که روزی درسطح قاره کهن درمیان همه قدرتها سربه آسمان می سایید چگونه به زنگ تفریح دیگران تبدیل شده است .قدرت برتر فوتبال آسیا امروز به روزمره گی افتاده وهیچ متولی مشخصی ندارد ودراین بین مردم سرافراز ایران مرتکب چه گناهی شده اند که طرفدار وشیفته این ورزش هستند.تیم فوتبال امید ایران با آبروریزی تمام واتفاقات ناگوار از صعود به المپیک لندن حذف می شود آنوقف آقایانیکه بدون تلاش وزحمت به صندلی آن تکیه زده اند با کمال پوررویی وبی ادبی از پاسخگویی به مردم سربازمی زند.آیا درحکومت مردمی ونظام مردم سالار وجود چنین مدیران بی لیاقتی چه ضرورتی دارد؟آیا زمانیکه این اتفاقات تلخ درسطح ورزش پرطرفدرا فوتبال درایران رخ می دهد گوش شنوایی وجود دارد؟اینها وسئوالات دیگر تا چه زمانی باید بی پاسخ بماند؟آیا وقت آن نرسیده که از رفتار بی شرمانه وسوءمدیریت درورزش دست برداشته و مدیریت دراین سطح را به مردان کاردان سپرد؟دراین چند ساله چه بلایی برسر فوتبال ایران آمده که دیگر فیفا وکنفدراسیون فوتبال آسیا حسابی برروی آن نمی کنند.فوتبال ایران دیگر یکی از قدرتهای برتر آسیا نیست تا کی کار رابه فردا وفرداها می سپاریم وهی انشاالله وماشاءالله می گوییم.فوتبال ایران دراین پنچ شش ساله با حوادث تلخ بسیاری دست به گریبان بوده تعلیق آن از جانب فیفا،حذف تیمهای نوجوانان،جوانان وامید ایران از رقابتهای آسیایی ،حذف تیم ملی فوتبال ایران از جام ملتهای آسیا وحضور کم رنگ تیمهاي باشگاهی ایران درلیگ قهرمانان آسیا وزنک تفریح شدن تیمهای پرطرفدارپایتخت پرسپولیس واستقلال دررقابتهای آسیایی تا کی باید شاهد چنین فجايع دردناکی دراین فوتبال بود؟چه مسئولی پاسخگوی این همه بی تدبیری ورفتارهای غلط درمدیریت این رشته خواهد بود.به جرات می توان گفت درهر کشوری این اتفاقات تلخ وخصوصا این فاجعه آخر حذف مظلومانه تیم المپیک اتفاق می افتاد وزیر ورزش ویا رئیس فدراسیون فوتبال برای رهایی ازفشار رسانه ها وجامعه استعفاءمی داد تا مرحمی برزخمهای مردم کشورش باشد اما درکمال تعجب رئیس فدراسیون فوتبال نه تنها این کار راانجام نمی دهد بلکه با کمال بی ادبی ازپاسخگویی به مردم دربرنامه تلویزیونی یا مجامع دیگر سربازمی زند وبه جای توبیخ خود کسانی را تنبیه می کند که دردرجات سوم وچهارم قراردارند.وحال سخنی با علی کفاشیان مسئول اول فوتبال ایران ،آیا شما که قبلا به رسانه ها احترام می گذاشتید ودرصورت شکست ویا پیروزی برای پاسخگویی چهره گشاده ای داشتید چرا امروز اینگونه عمل می کنید و به مردم پاسخ درست وروشنی نمی دهید که چرا فوتبال ایران به این وضع اسفبار دچارشده است؟ آقای علی کفاشیان

آیا وقت آن نرسیده که درکمال شجاعت دررسانه ها حاضر شوید وضمن عذرخواهی از مردم مدیرین فوتبال را ترک کرده واداره این ورزش پرطرفدرا را به اهل آن بسپارید؟فوتبال ایران به چه جرمی باید اسیر دستان بی کفایت شما شود وتا چه زمان مردم باید شاهد شکستهای متعدد درصحنه های آسیایی وجهانی باشند.چه کارنامه مشخصی درفوتبال ایران دارید ؟آیا بعد از چهارسال مدیریت درفوتبال ایران به خود نمره هم می دهید ؟باید قبول کنید مدیریت درفوتبال کارشما وهمکاران شما نیست .این کار مرد خود را می طلبد .شما همان یک ذره آبرویی که درورزش وبین مردم داشتید را با ورود غیرمجاز به فوتبال از دست دادید.برای فرار ازپاسخگویی به مردم با کمال بی ادبی دربرنامه 90 یا برنامه هایی مثل آن حضور پیدا نمی کنید ودیگران را مقصر شکستهای فوتبال ایران دراین چند ساله می دانید.نتیجه این سوءمدیریت شما فجایعی است که امروز درفوتبال ما رخ می دهد وهر روز باید شاهد سقوط فوتبال ایران درسطح آسیا وجهان باشیم روزی تیم ایران دررده بندی فیفا درمکان هفدهم بود امروز دررده 54 جهان وچهارم آسیا وقطعا با این مدیریت باید منتظر سقوط بیشتر آن باشیم .برای حفظ آبرو هم که شده تورا به خدا فوتبال را به فوتبالیها واگذار کنید.بگذارید کسانیکه مرد این کار هستند ومدیریت این ورزش را به خوبی بلدند برصندلی فوتبال ایران تکیه بزنند.تاچه زمانی باید شاهد بروز این فجایع باشیم.حال سخنی با دولتمردان ونمایندگان مجلس که تا دیر نشده به داد این ورزش برسید به خدا حق فوتبال ایران بیشتر ازاین حرفهاست .ما روزی قدرت برتر قاره کهن بودیم ورقیبان تيم ایران ازرویارویی با فوتبال ایران هراس دردل داشتند.آیا امروز نتیجه دخالت دولت درفوتبال را نمی بینید؟همین دخالتها بود که فوتبال ايران تعلیق شد وثمره این تعلیق فجایعی است که امروز درفوتبال ایران رخ می دهد.سازمان تربیت بدنی که امروز به وزارت ورزش وجوانان تغییر نام داده آیا نمی خواهد فکری اساسی به حال فوتبال ممکلت بکند؟روزی دخالت بی جا درفوتبال کردید ودیدید چه بلایی برسر آن آمد امروز بیایید ودراین ورزش مدیریت صحیح انجام دهید .به صورت اصولی فوتبال را هدایت کنید وزمام امور را به دست مدیرانی بسپارید که دانش مدیریت دراین ورزش را داشته باشند واگر مدیری دراین ورزش بی تدبیری کرد با قدرت با آن برخورد کنید تا مردم بدانند که مدیران وسران مملکت درپی تعالی این ورزش هستند.آیا نمایندگان مجلس که به حضور درهیئت مدیره تیمهای فوتبال علاقه زیادی دارند دررفع مشکلات آن هم قدم برمی دارند؟آیا اصلا سقوط فوتبال ایران دغدغه آنها نیز هست ویا به فکر بردن تیمها به شهرهای خود ونابود کردن آنها هستند.آیا نمی دانند درایران همه روزه چه تعداد جرم وجنایت اتفاق می افتد که با مدیریت درست فوتبال وتوجه اصولی به جوانان وکشاندن آنها به محیطهای ورزشی به خصوص استادیومهای فوتبال می توان از بروز چنین جرمها وفجایعی جلوگیری کرد.آیا دغدغه مدیران کشور ونمایندگان مجلس مجازات جوانان دختر وپسر به جرم آب پاشی برروی یکدیگر وتخلیه کردن انرژی خود است ؟تا کی وچه زمانی باید هرروز با جوانان ایران زمین به چشم یک مجرم نگاه کرد وبا آنان برخورد قهرآمیز کرد؟گناه این نسل با فرهنگ وبا دانش وپتانسیل بالا چیست ؟وچرا نباید برای زمان استراحت خود برنامه مشخصی داشته باشند.آیا با توجه اصولی به فوتبال و وجود مدیران کارآمد نمی توان از افزایش جرم وجنایت کاست؟باور کنید با انجام کارهای ساده اما کارشناسی شده می توان جوانان را درفوتبال ایران سهیم کرد ووجود مدیران لایق بر روند این کار تاثیر فراوانی خواهد داشت .درفوتبال آسیا کرسیهای خود را با بی تدبیری از دست دادیم آقای کفاشیان ومدیران ورزش ایران آیا لابی کردن با محمد بن همام ثمری به جز پسرفت برای فوتبال ایران ثمردیگری داشت .کرسی کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا رابه راحتی آب خوردن از دست دادیم .اگر همان روز با مسببان این کار برخورد می شد دیگر کاربه اینجا نمی رسید که فوتبال ایران درآسیا زنگ تفریح حریفان شود.مدیرانی بالیاقتی همچون صفایی فراهانی،دادکان و سایر افرادیکه روزی درفوتبال ایران مدیریت اصولی ومدرن داشتند را هریک به نحوی از دست دادیم وخانه نشین کردیم ودرعوض چه کسانی سکان فوتبال ایران رابه دست گرفتند.کسانی مثل محمد علی آبادی که خود را کارشناس ارشد فوتبال می دانست وسنگ بنای نابودی فوتبال ایران را وی با بی لیاقتی تمام بنا نهاد.درپایان این مطلب با نگاهی اندوه ناک ودلی غم بار می گویم تادیر نشده به داد این فوتبال برسید تو را به خدا این فوتبال را نجات دهید .الان کسانی هستند که خواسته ویا ناخواسته میخ رابه تابوت این فوتبال می کوبند وصدای کوبیدن این میخ تا اعماق دل وجان مردم بی گناه و سرافراز ایران به گوش می رسد.مسئولان کشور دولتمردان و نمایندگان مجلس جوانان این کشور را باور کنید همانهاییکه وقتی به حضورشان نیاز دارید از اسمشان مایه می گذارید وهیچ توجه ای به درد ورنج آنها نمی کنید .فوتبال ایران مال مردم وایران وجوانان غیرتمند آن است وشما باید با برنامه ریزی اصولی مقدمات شکوفایی دوباره آن را فراهم کنید.امیدوارم آن روز نرسد که دوباره شکست تلخ دیگری بخوریم واز ترس پاسخگویي دیگران را مسبب آن بدانیم.

Wednesday, 3 August 2011

آغازیازدهمین دوره لیگ برترفوتبال ایران این رقابتها تا حرفه ای شدن چقدرفاصله دارد؟

یازدهمین دوره مسابقات لیگ برتر فوتبال باشگاههای ایران پس از حاشیه های فراوان سه شتبه شب بابرگزاری هشت دیدار درشهرهای مختلف آغازشد.دراین بازیها که امسال بانام جام ایرانسل برگزارمی شود 18 تیم شرکت دارند که درمارتنی سخت با هم به رقابت خواهند پرداخت.ازنکات جالب توجه لیگ امسال نگاه افتصادی مسئولان برگزاری آن است که برخلاف مسابقات سال گذشته که با نام جام خلیج فارس برگزارمی شد این دوره به نام یکی از شرکتهای اوپراتورمخابرات بانام ایرانسل برگزارمی شود که سودی دوونیم میلیاردی رابرای سازمان لیگ به همراه دارد وحال سئوال اینجا مطرح می شود که برگزاری مسابقات درسالهای

گذشته با نام خلیج همیشه فارس آیا اصلا کمکی به فوتبال ایران کرد یاخیر؟ویا مسئولان برگزاری لیگ تنها می خواستند نام خلیج فارس رادراین مسابقات یدک بکشند.درهرصورت این پیکارها با هرنام واسمی از سه شنبه 11 مرداد آغارشد وتیمها پس از آماده سازی درفصل نقل وانتقالات پیش فصل وگذراندن اردوهای داخلی وخارجی خود رامحیای این رقابتها کردند.البته ذکر چند نکته حاشیه ای پیرامون مسابقات این فصل ضروری است .اول اینکه آیا درشکل وبرگزاری پیکارهای این فصل تفاوتی بافصلهای گذشته کرده یا خیر وما درطول ده فصل گذشته تا چه میزان به مرز حرفه ای شدن نزیدک شده ایم .سازمان لیگ فدراسون فوتبال که درراس آن سردارعزیر محمدی قراردارد امسال باوضع قوانینی سخت درپی کنترل بازارنقل وانتقالات ومافیای درون ان بود اما آیا خود رئیس سازمان لیگ وعوامل تحت امر وی شناخت درستی از حقایق فوتبال وقوانین این ورزش که امروزه درجهان تبدیل به یک صنعت پولساز شده دارند که خود را موظف به تصویب این قوانین واجرای آن می دانند.وضع قانون سقف قرارداد مربیان وبازیکنان حاضر درلیگ برتر ومبارزه با دلالها وافراد سودجو درفوتبال ایران خود جای سئوال دارد که آیا درفوتبال امروز دنیا که هرروز دچار تغییر وتحول می شود ودرلیگهای معتبر اروپایی پولهای کلانی ردوبدل می شود آیا سقف قرارداد معنی ومفهومی دارد وآیا می توان چنین قوانینی وضع کرد.آیا نباید پرداختی پول به مربیان وبازیکنان حاضر درلیگ برتر براساس کیفییت آنها باشد.درفوتبالی که همه منابع مالی آن کاملا دولتی است چطور می توان انتظارداشت فوتبال رشد خوبی داشته باشد وتیمها پیشرفت درست واصولی داشته باشندو فدراسیون فوتبال تا چه زمانی می تواند به مسئولان کنفدراسیون فوتبال آسیا درباره خصوصی شدن باشگاههای ایرانی دروغ بگوید .مگر تا سال 2013 میلادی چند سال باقی مانده که ماهرسال وعده سال دیگر رابرای خصوصی سازی باشگاهها می دهیم.بااین اوصاف پیکارهای این فصل باهمه فرازونشیب خود سه شنبه آغازشد ودرنه دیدار برگزارشده 19 گل از خط دروازه ها گذشت.دربازیهای روزنخست پرسپولیس تهران که فصل راباحاشیه های زیادی آغاز کرد ،این بار حمید استیلی رابه عنوان سرمربی برروی نیمکت خود داشت درمصاف با مهمان خود ملوان بندرانزلی

باتساوی 1-1 متوقف شد تا بااین تساوی 40 هزارهوادار این تیم با ناراحتی ازنتیجه بازی یکصدا نام علی دایی سرمربی سابقشان را درورزشگاه بزرگ آزادی فریاد بزنند.درورزشگاه دستگردی راه آهن با هدایت علی دایی ذوب آهن مدعی را2-2 مساوی متوقف کرد تا لوکوموتیورانان باعلی دایی دراولین گام یک امتیازحیاتی کسب کنند.درورزشگاه بی تماشاگر یادگارامام تبریز تراکتورسازی با سرمربی جدید خود امیر قلعه نویی نتیجه ای بهتر از شکست 3-2 مقابل صبای قم کسب نکرد تا امیر قلعه نویی که قراردادش با این تیم تبریزی با مخالفت شدید رئیس سازمان لیگ روبروشده بود بادست خالی میدان رابه عبدالله ویسی درتیم صباواگذارکند.قلعه نویی برای نشستن برروی نیمکت تراکتورسازان درواپسین لحظات موفق شد کارت مربیگری خود رادریافت کند.در.ورزشگاه انقلاب کرج سایپای این شهر با مجید صالح 3-1 ازسد تیم تازه صعود کرده مس سرچشمه گذشت البته ابن برد شاید برای تیم سایپا گران تمام شود چراکه مسئولان تیم مس درپایان این بازی بااعتراض با بازی سبحانی بازیکن سابق خود که این فصل به سایپا پیوسته چشم به تغییرنتیجه دارند .آنها اعتقاد دارند که سبحانی سه جلسه محروم بوده ونباید دراین بازی به میدان می رفت .حال چشم انتظار رای کمیته انضباطی درباره نتیجه این دیدار هستند.درورزشگاه عضدی رشت تیم تازه صعود کرده داماش گیلان که درفصل نقل وانتقالات بازیکنان گرانقیمت ومطرحی را همچون مهدی مهدوی کیا ومحمد غلامی وچندین بازیکن نامی دیگر را جذب کرده نتوانست نتیجه ای بهتر از تساوی بدون گل مقابل نفت آبادان کسب کند.درورزشگاه باهنر کرمان تیم مس این شهر که امسال شامهره خود ادینیوی برزیلی راازدست داده مقابل شهرداری تبریز 1-1 مساوی متوقف شد.درورزشکاه تختی اهواز جدال تیمهای فولاد خوزستان وشاهین بوشهر درپایان گلی دربرنداشت ودرورزشگاه حافظیه شیرازتیم فجرسپاسی این شهر پس ازیک فصل حضوردرپیکارهای لیگ لیک درمصاف بانفت تهران بدون گل مساوی کرد.درآخرین وحساسترین بازی هفته ،چهارشنبه شب مصاف پرسروصدای فولاد مبارکه سپاهان واستقلال درپایان برنده نداشت ودوتیم به تساوی 1-1 رضایت دادند تا استقلال برای نهمین سال پیاپی نتواند سپاهان رادراصفهان شکست دهد وورزشگاه فولادشهر یک قلعه فتح نشدنی برای آبی پوشان پایتخت لقب گیرد.ازنکات جالب توجه این دیدار می توان به حضور مهدی رحمتی دروازه بان فصل قبل سپاهان دردرون دورازه تیم استقلال وجای گرفتن سید مهدی سید صالحی مهاجم سابق استقلال درترکیب تبم سپاهان اشاره کرد.اما جنجالی ترین نکته این بازی غیبت خسرو حیدری بازیکن سابق سپاهان درترکیب استقلال به علت صادرنشدن رضایت نامه این بازیکن ازجانب مسئولان باشگاه سپاهان بود که گفته بودند درصورت پرداخت مبلغ 250 میلیون تومان رضایتنامه حیدری رابرای حضور دراستقلال صادر خواهند کرد که با پرداخت نشدن این مبلغ این بازیکن تاثیر گذارنتوانست آبی پوشان رادراین بازی مهم همراهی کند.درهر صورت بازیهای این هفته با تمام فرازونشیبش به پایان رسید ودیدارهای هفته دوم یکشنبه آینده برگزارمی شود.به امید روزیکه لیک فوتبال ایران یک لیک پویا وتاثیر گذار درسطح قاره کهن باشد وتیمهای باشگاهی ایران درمسابقات لیگ قهرمانان آسیا حریفان خود رابه راحتی پشت سربگذارند ودراین رهگذر بابرگزاری لیگی بابرنامه ومنظم تیم ملی ایران بهترین بهره رااز آن خواهد برد وشاهد حضوربازیکنانی آماده درتیم ملی ایران خواهیم بود ودرنهایت فوتبال ایران دوباره به همان قدرت اول فوتبال آسیا تبدیل خواهد شد که همه حریفان درمقابل تیم ایران چاره ای جز قبول شکست نداشته باشند..
مجلس شورای اسلامی چهارشنبه به محمد عباسی وزیر پیشنهادی وزارت ورزش وجوانان رای اعتماد داد تا ورزش ایران بالاخره پس ازمدتها سکاندار خود را بشناسد.نمایندگان مجلس که زمستان گذشته به تشکیل وزارت ورزش وجوانان رای اعتماد داده بودند درچند ماه گذشته با مخالفت محمود احمدی نژاد و دولت وی مواجه شدند وهمین مخالفت درگیری و جدالی چند ماهه را بین مجلس ودولت برسر معرفی وزیر وزارتخانه جنجالی ورزش درپی داشت.قربانی این درگیری وجدال فقط ورزش ایران بود که ملعبه دست سران قدرت شد تا سال پیش از آغاز بازیهای المپیک 2012 را ازدست بدهدوحال چه کسی پاسخگوی این زمان ازدست رفته خواهد بود؟دراین سه دهه که ازحیات این نظام می گذرد درورزش ایران همیشه اتفاقات گوناگونی رخ داده که بیشتر آن تلخ بوده است .همیشه ورزش ایران را مردان سیاسی اداره کرده اند وازورزش به عنوان پلکانی برای ترقی خود درلایه های قدرت استفاده می کردند.حال این سئوال مطرح است که آیا درایران با این همه وسعت ووجود ورزشکاران تحصیلکرده و توانمند وقهرمانان جهان والمپیک کسی پیدانمی شد که بتواند اداره ورزش کشور را برعهده بگیرد وهمیشه به ورزش واین مقوله که با اقشار مختلف مردم سروکاردارد به عنوان یک بچه سرراهی نگاه می شود .حال اینکه درساختار جدید وزارتخانه ورزش وجوانان هم باید به ورزش توجه جدی شود و هم به مقوله جوانان که با نگاهی گذرا به آمارهای اعلام شده بیش از 60 درصد جمعیت ایران را جوانان تشکیل می دهند وباید به این قشر توجه جدی شود.درهرصورت محمد عباسی که از امروز رسما سکاندار ورزش ایران شده باید نگاه جدی وعلمی به این مقوله داشته باشد .رقابتهای المپیک 2012 لندن کمتر از یک سال دیگر آغاز می شود وورزشکاران ایرانی باید برای راه یابی به این بازیها درپیکارهای انتخابی نیز شرکت کنند تا پس از موفقیت دراین مسابقات خود رابرای آوردگاه مهم المپیک آماده کنند واین مسیر نمی شود مگر با کارشبانه روزی وهمت مسئولان ورزش کشور .اگر عباسی که از امروز درساختمان خیابان سئول مستقر شده وبه عنوان متولی ورزش مشغول به کارشده می خواهد درکارنامه کاری خود موفقیت دربازیهای المپیک لندن را داشته باشد باید با یک برنامه ریزی اصولی و مدون وانجام کار کارشناسی وبهره گیری از کارشناسان زبده درورزش ایران که کم هم نیستند موفقیت را دراین بازیها برای ایران رقم بزند .درورزش ایران پتانسیلهای خوبی نهفته اند که درصورت توجه به آنها می توان درمسابقات آسیایی ،جهانی والمپیک شاهد افتخارآفرینیشان بود.ورزش ایران ساختاری دولتی ووابسته دارد وباید این ساختار ورویه عوض شود چون درجهان امروز کشورهایی درورزش ،صنعت ،تجارت وسایر مقولات اجتماعی موفق هستند که دولت دخالتی درروند آن نداشته وراه رابرای توسعه آن بازگذاشته است واین اتفاق دیریازود باید درایران هم بیفتد.به طور مثال درفوتبال ایران اکثر باشگاهها دولتی هستند وبودجه آن از منابع دولت وبیت المال تامین می شود وحال آنکه دوباشگاه بزرگ پایتخت استقلال وپرسپولیس ازداشتن یک زمین تمرین هم بی بهره هستند وهیچ امکاناتی ندارند که بازیکنان این دوتیم ازآن استفاده کنند وتمرین این تیمها هرروز درجاهای مختلف برگزارمی شود واگر این دوتیم می توانستند با بهره گیری از سرمایه های خود که کم هم نیستند به سوددهی زیادی برسند ومانند تیمهای بزرگ دنیا که سودهای کلانی از تبلیعات وبازاریابی ومسائلی از این قبیل می برند استفاده لارم را بکنند.درپایان این مطلب صحبتی دارم با محمد عباسی وزیر وزارت ورزش وجوانان ومدیران این وزارتخانه که تا دیر نشده به داد ورزش ایران برسید تا ورزشکاران توانمند ایرانی بتوانند نام ایران را درپیکارهای بین المللی سرزبانها بیندازند ومردم ایران چون همیشه به داشتن ورزشکاران غیرتنمند وافتخارآفرین به خود ببالند وازورزش به عنوان ریسمانی برای راه یابی به مدارج قدرت استفاده نکنید وتنها به فکر پیشرفت ورزش وتوجه بیشتر به مقوله جوانان این نسل سرشار از انرژی مثیت کنند.امیدواریم که این اتفاق خوب درورزش ایران بیفتد تا شاهد شکوفایی نسل آینده کشور باشیم به امید آن روز که امیدواریم خیلی دورنباشد..

Monday, 18 July 2011

فوتبال ایران قربانی مدیران بی لیاقت وسردارهای جنگ نرفته

فوتبال ایران که تا چند سال پیش یکی از قطبهای برتر قاره کهن بود درحال حاضر به تیمی درجه دو وخالی ازستاره هایی تبدیل شده که روزی ورزش کشورمان با آنها سربه آسمان می سایید.حال چه به سراین ورزش پرطرفدارآمده بایدسئوال راازسران رژیم کرد که براساس چه استدلالی این مصیبت رابرسرفوتبال ایران آورده اند که مادیگرجزوقدرتهای مطرح قاره آسیا نیستیم وباید برای بازپسگیری آن با

تیمهای درجه سوم وچهارم قاره بازی کنیم.آیا لیاقت فوتبال

ایران ودرجه آن اینقدرتنزل کرده که دیگرحریفان آسیایی ما ازبازی باملی پوشان کشورمان هراسی دردل ندارند.اگربه اتفاقاتیکه دراین چند ساله درفوتبال وورزش ایران رخ داده نگاهی کوناه بیندازیم به خوبی پی خواهیم برد که چرا دراین ورزش هرروز نزول کرده ایم وسقوط آن به صورت آسانسوری بوده است.جواب این سئوال واضح وروشن است که می توان به دخالت دولت وروی کارآمدن مدیرانی است که کوچکترین شناختی از این ورزش ندارند وتنها به علت اینکه درلایه های قدرت رژیم حضور دارند وارد این عرصه می شوند.دراین 32 ساله که ازحیات این رژیم می گذرد به خوبی شاهد این هستیم که ورزش ایران دیگر افتخارات گذشته راتکرارنمی کند وافتخارآفرینی ورزش ایران تنها بسنده شده به چند رشته خاص که آن هم درسایه غیرت وتلاش فردی این قهرمان است والادولت هیچ سرمایه گذاری دراین امرنداشته است.ازکجا صحبت کنم که همه چیز از درد ورنج حکایت دارد.تیمهای فوتبال ایران دررقابتهای باشکاهی آسیا تبدیل به زنگ تفریح حریفان خود شده اند دوتیم پرطرفدارپایتخت یعنی پرسپولس واستقلال درپیکارهای لیگ قهرمانان آسیا حتی توانایی صعود از گروه خود را ندارند.تیمهای جوانان،نوجوانان وامید ایران دراثر بی لیاقتی مدیران فوتبال مملکت ازصحنه بازیهای آسیایی به راحتی آب خوردن حذف می شوند که آخرین آن حذف فاجعه بارتیم امید ایران ازبازیهای مرحله مقدماتی المپیک 2012 لندن بود که این حذف با اتفاقاتی که درآن افتاد دیگر
آبرویی برای این رژیم آدمکش باقی نگذاشت وتنها افسوس نرفتن ایران به بازیهای المپیک برای مردم باقی ماند ودیگرهیچ واگر این اتفاق درکشوردیگری می افتاد به طور قطعی وزیر ورزش آن کشور برای حفظ آبروی ازدست رفته استعفا می داد اما درکمال تعجب وبهت وحیرت مردم سران فدراسیون فوتبال هیچ عکس العملی از خود نشان ندادند وتنها به نوشتن یک بیانیه اکتفا کردند.این اتفاقات را وقتی مرور می کنیم و نگاهی به اسامی مدیران فدراسیون فوتبال وباشگاههای می اندازیم به خوبی ردپای حضور سرداران سپاهی را درراس آن شاهد هستیم سردارنیکه هیچ شناختی از ورزش ندارند وفقط آدمکشی وسواستفاده از بیت المال رابه خوبی بلدند.سردارنیکه با روی کارآمدن دولت بی کفایت محمود احمدی نژاد برسرمایه های مردم بی پناه ایران دست اندازی می کنند از حضور درورزش گرفته تا صنعت و نفت ایران ردپای این مردانیکه به نظر من حتی رنگ جبهه را هم ندیده اند وتنها اسمی از ان را شنیده وبرای رسیدن به اهداف شوم وننگین خود ازکوچکترین چیزها نیز نمی گذرند.درهرحال باید اشاره کنم که فوتبال ایران تازمانیکه این مردان بی لیاقت وغیرکارشناس درآن فعالیت می کنند نباید امیدی به پیشرفتش داشت وباید هر روز شاهد سقوط آزاد آن باشیب تند بود.

Wednesday, 29 June 2011

سریال تکرای سقوط آزاد فوتبال ایران دررده بندی فیفا

 درپایان هر ماه میلادی فدراسیون بین المللی فوتبال فهرست برترین تیمهای فوتبال جهان را اعلام می کند که براساس جدیدترین  رده بندی تیم ملی ایران با دوپله سقوط نسبت به ماه گذشته دررده پنجاهم دنیا وچهارم آسیا قراردارد.منظوراینجانب از نوشتن این مطلب بیان این نکته است چند سالیست همه کارشناسان ،اساتید رسانه ومردم به سقوط فوتبال ایران دررده بندی فیفا وکسب نتایج ضعیف درهمه رده های سنی عادت کرده اند.خیلی سخت نیست که به یاد آوریم تیم ملی کشورمان درگذشته یکی از  قدرتهای برتر فوتبال درقاره کهن بود همیشه تیمهای دیگر درمسابقات آسیایی با ترس به دیدار تیم ملی ایران می رفتند چون به خوبی می دانستند که  لحظه ای غفلت از ملیپوشان ایرانی نتیجه ای غیرقابل جبران را به دنبال خواهد داشت.تیم ملی ایران درزمان سرمربیگری برانکو ایوانکوویچ کروات باکسب نتایج مطلوب ونمایش بازیهای درخشان که صعود بی دردسر به بازیهای جام جهانی 2006 آلمان را درپی داشت تامکان هفدهم دنیا و اول قاره کهن صعود کرد.اما انگار کسب نتایج خوب وارائه بازیهای دلپذیر وصعود دررده بندی فیفا خوشایند مسئولان ورزش ایران نبود .حال این سئوال مطرح است که چگونه با مدیریت ناکارآمد درورزش وحضور محمد علی آبادی درراس آن شاهد سقوط آزاد فوتبال ایران درهمه رده ها بخصوص دررده بزرگسالان هستیم.کارشناسیهای ناپخته وی پیش ازآغاز بازیهای جام جهانی آلمان ودخالتهای بی دلیل وی درامورات فدراسیون فوتبال فیفا را به اتخاذ تصمیمی سخت که همانا تعلیق فدراسیون فوتبال ایران بود واداشت از همان زمان بود که فوتبال کشورمان درسراشیبی سقوط قرارگرفت وامروز این سقوط با شتاب بیشتری درحال حرکت است.حضور علی کفاشیان درسمت ریاست فدراسیون وتصمیمهای احساسی تیم تحت امر وی باعث شد که هر روز شاهد رخدادن فجایعی دراین فوتبال باشیم که آخرین آن حذف مظلومانه تیم امید ایران بود که داغی بزرگ را بر دل این ورزش پرطرفدار درکشورمان گذاشت که به نظر تمامی صاحبنظران حذف تیم امید باعث نابودی یک نسل فوتبالی درکشورمان شد.درپایان خاطر نشان می کنم تا دیرنشده مسئولان ورزش ایران فکری به حال این فوتبال به نظرمن یتیم شده ایران کنند تا دیگرشاهد سقوط بیشتر آن نباشیم هر چند ورزش ایران درچند ماه گذشته قربانی بازیهای سیاسی مردان قدرت شده وورزش کشورمان درسال ماقبل المپیک لندن سکانداری ندارد که به فکرآن باشد.امیدوارم روزی شاهد حضور مردان کاردان ودوراندیش در ورزش بخصوص فوتبال باشیم تا دیگر شاهد رخ دادن اینگونه فجایع تلخ درآن نباشیم ومطمئنن انسانهای باشرف و فوتبالیهای دلسوزی هستند که سکان کشتی به گل نشسته رابدست گیرند.به امید آنروز   

آشفته بازار نقل وانتقالات فوتبال ایران

درحالیکه همه ساله پس ازپایان رقابتهای لیگ برترباشگاههای ایران فصل نقل وانتقالات فوتبال برای بستن تیمها درفصل اینده اغاز می شود ، همیشه می توان آشفتگی رادراین بازار بی دروپیکربه وضوح دید.حال چرا فدراسیون فوتبال یک قانون مدون را برای نقل وانتقال بازیکنان تدوین نمی کند جای سئوال دارد.درفوتبال ایران به گفته مسئولان رده بالای آن سالیانه بیش ازچهارصد میلیارد تومان پول درحال گردش است.دراین میان کسانی هستند که دراین آشفته بازارحسابی نفع برده وپولهای بی حساب وکتابی به چنگ می آورند.حال سئوالیکه از مسئولان ورزش به خصوص فدراسیون فوتبال می توان کرد این است که آیا تدوین یک قانون مدون اینقدرمشکل است ویا اینکه مسئولان همتی درتدوین آن ندراند.درفوتبال ایران که این روزها با مشکلات زیادی دست وپنجه نرم می کند مسائل اینچنین دور از ذهن نیست.زمانیکه تیم فوتبال امید ایران با چنین بی برنامگی از دورمسابقات مقدماتی المپیک 2012 لندن حذف شد وآرزوهای صعود به المپیک را 40ساله کرد دیگر کسی فکر آشفته بازار نقل وانتقالات نیست که هر روز برای خود یک رئیس دارد.درتمام دنیا یک روش خاصی برای این منظور درنظر گرفته می شود اما درفوتبال بی دروپیکر ایران این مسائل وحل آن دردرجه آخر رسیدگی قراردارد.درپایان این مطلب یادآورمی شوم که مدیرانی درفوتبال ایران فعالیت می کنند که کوچکترین آگاهی از حوزه فعالیت خود ندارند وباید روی دادن این حوادث درزمان حال امری عادی باشد که می توان فقط تاسف به حال این ورزش پرطرفدارخورد.   

Tuesday, 28 June 2011

اولین بلاگ من از لندن

سلام
این اولین وبلاگ امیر خسروجردی است

از لندن